غزل شمارهٔ ۱۱۱
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسی عمیق از عشق و اشتیاق است. شاعر گرچه از غم رنج میبرد، اما غم عشق را شیرینتر از هر چیز دیگری میداند. او میگوید که حتی در درد و رنج، شادیای در عشق وجود دارد که برایش ارزشمند است. شاعر به این باور رسیده که زخمهای عشق برایش جانسوزترین و باارزشترین هستند و از هر گونه ثروت مادی، درد عشق را برتر میداند. او نهایتاً به این نتیجه میرسد که اندوه ناشی از عشق، به او زندگی و معنا میبخشد.
مرا، گرچه ز غم جان میبرآیدغم عشقت ز جانم خوشتر آید
هوش مصنوعی: هرچند که غم و اندوه باعث میشود جانم به لب برسد، اما غم عشق تو برایم دلپذیرتر از همهی اینهاست.
درین تیمار گر یک دم غم تونپرسد حال من، جانم برآید
هوش مصنوعی: اگر در این درد و بیماری، حتی برای یک لحظه هم کسی از حال من نپرسد، جانم به لب میرسد.
مرا شادی گهی باشد درین غمکه اندوه توام از در در آید
هوش مصنوعی: گاهی اوقات در دل این غم و اندوه، شادیای برای من پیدا میشود که از نگرانیها و غمهای تو به سوی من میآید.
مرا یک ذره اندوه تو خوشترکه یک عالم پر از سیم و زر آید
هوش مصنوعی: اندوهی که به خاطر تو در دل دارم برایم از تمام ثروت و زر و زیورهای دنیا ارزشمندتر است.
اگرچه هر کسی از غم گریزدمرا چون جان ، غم تو درخور آید
هوش مصنوعی: هرچند همه از غم و مشکلات فراریاند، اما غم تو برای من به اندازه جانم ارزشمند و مهم است.
مرا در سینه تاب انده توبسی خوشتر ز آب کوثر آید
هوش مصنوعی: احساس غم و اندوه تو در دل من، برایم بسیار شیرینتر از آب کوثر است.
چو سر در پای اندوه تو افکندعراقی در دو عالم بر سر آید
هوش مصنوعی: وقتی که سر بر زمین اندوه تو بگذارم، در دو جهان بر سر تو میآید.