غزل شمارهٔ ۱۷۸
هوش مصنوعی: این شعر بازتابی از درد و ناتوانی عاشقانه است. شاعر از ضعف و بیبرگی خود سخن میگوید و ابراز میکند که زندگی بدون محبوبش برایش بیمعناست. او به یاری و محبت معشوقش نیاز دارد و از غم و رنجی که در absence او متحمل میشود گلایه میکند. همچنین، شاعر به این فکر میکند که مردن در چنین شرایطی بهتر از زندگی بدون عشق است و به شدت از مشکلات زندگی و احساس درماندگی خود مینالد. او تلاش دارد تا راهی برای رهایی از این وضعیت پیدا کند، اما در نهایت به بنبست میرسد.
جانا، نظری که ناتوانمبخشا، که به لب رسید جانم
هوش مصنوعی: عزیزم، نگاهت را به من بیفکن، که به پایان راهی رسیدهام و به شدت احساس ضعف میکنم.
دریاب، که نیک دردمندمبشتاب، که سخت ناتوانم
هوش مصنوعی: مراقب باش، که من به شدت در رنج و درد هستم، زود بیا، چون حال من بسیار بد است.
من خسته که روی تو نبینمآخر به چه روی زنده مانم؟
هوش مصنوعی: من وقتی که چهره تو را نمیبینم خستهام، پس به چه دلیلی باید به زندگی ادامه دهم؟
گفتی که: بمردی از غم ماتعجیل مکن که اندر آنم
هوش مصنوعی: گفتی که: از غم ما عجله نکن در رفتن، چون من هنوز در این حال به سر میبرم.
اینک به در تو آمدم بازتا بر سر کوت جانفشانم
هوش مصنوعی: اکنون دوباره به در تو آمدهام تا جانم را در این راه نثار کنم.
افسوس بود که بهر جانیاز خاک در تو بازمانم
هوش مصنوعی: متأسفانه باید بگویم که برای یک زندگی بر روی این خاک هیچ راهی برای باقی ماندن از من نیست.
مردن به از آن که زیست بایدبیدوست به کام دشمنانم
هوش مصنوعی: مردن بهتر از زندگیست در حالی که دوستی ندارم و به خواستههای دشمنانم پاسخ دهم.
چه سود مرا ز زندگانیچون از پی سود در زیانم؟
هوش مصنوعی: چه بهرهای برای من از زندگی باقیاست در حالی که در پی سود، ناکامی را تجربه میکنم؟
از راحت این جهان ندارمجز درد دلی کزو بجانم
هوش مصنوعی: از آسایش و خوشیهای این دنیا جز درد و غمی ندارم که به جانم رسیده است.
بنهادم پای بر سر جانزان دستخوش غم جهانم
هوش مصنوعی: من پایم را بر سر جان گذاشتهام، زیرا به خاطر غم و اندوه این جهان به شدت آزردم.
کاریم فتاده است مشکلبیرون شد کار میندانم
هوش مصنوعی: مشکلی برای ما پیش آمده است که نمیدانم چگونه باید آن را حل کنم.
درمانده شدم، که از عراقیخود را به چه حیله وارهانم؟
هوش مصنوعی: من گیج و درماندهام و نمیدانم چطور میتوانم از این وضعیت سخت و خطرناک نجات پیدا کنم.