غزل شمارهٔ ۲۰۰
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و حسرت شاعر نسبت به فراق معشوق است. شاعر از رنجها و مصیبتهایی که به خاطر دوری معشوق متحمل شده سخن میگوید و انتظار دیدار او را میکشد. او بر این باور است که حتی لحظهای دیدن معشوق میتواند تمام غمها و سیاهیها را از دلش پاک کند. شاعر با تأکید بر زیبایی و جذابیت معشوق، ابراز ناامیدی از دوری و آرزوی دیدار او را به تصویر میکشد، و در نهایت، به عشق و زیبایی بینهایت آن اشاره میکند.
تا کی از دست فراق تو ستمها بینیم؟هیچ باشد که تو را بار دگر وابینیم
هوش مصنوعی: تا کی باید درد و رنج دوری تو را تحمل کنیم؟ امیدی هست که دوباره تو را ببینیم.
دل دهیم، از سر زلف تو چو بویی یابیمجان فشانیم، اگر آن رخ زیبا بینیم
هوش مصنوعی: اگر دل خود را به تو بدهیم و از بوی موهای تو بهرهمند شویم، جان خود را فدای تو خواهیم کرد، اگر آن چهره زیبا را ببینیم.
روی خوب تو که هر دم دگران میبینندچه شود گر بگذاری تو دمی ما بینیم؟
هوش مصنوعی: زیبایی تو را که دیگران هر لحظه تماشا میکنند، اگر تو یک لحظه ما را هم ببینی، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
ما که دور از تو ز هجرانت به جان آمدهایماز فراق تو بگو: چند بلاها بینیم؟
هوش مصنوعی: ما که به خاطر دوریات به سختی افتادهایم، از جدایی تو بگو تا ببینیم چه سختیهایی را باید تحمل کنیم؟
خورد زنگار غمت آینهٔ دل به فسوسنیست ممکن که جمال تو در آنجا بینیم
هوش مصنوعی: دل من به خاطر غم تو دچار زنگار شده است و این که بخواهیم زیبایی تو را در آن ببینیم، غیرممکن است.
گم شد آخر دل ما، بر در تو آمدهایمتا بود کان دل گمکردهٔ خود وابینیم
هوش مصنوعی: دل ما گم شده و ما به در خانه تو آمدهایم تا شاید بتوانیم آن دل گمشدهمان را پیدا کنیم.
گر بیابیم دلی، بر سر کویت یابیمور ببینیم رخی، در دل بینا بینیم
هوش مصنوعی: اگر دلی پیدا کنیم، در کنار خیابان تو خواهیم یافت، و اگر چهرهای را ببینیم، در دل بینای خود آن را احساس خواهیم کرد.
روی بنمای، که امروز ندیدیم رختای بسا حسرت و اندوه که فردا بینیم!
هوش مصنوعی: بر روی خود را نشان بده، زیرا امروز نتوانستیم روی تو را ببینیم. افسوس که ممکن است فردا درد و غمهای بسیاری را تجربه کنیم!
روی زیبای تو، ای دوست، به کام دل خویشتا عراقی بنمیرد نه همانا بینیم
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو، ای دوست، آنقدر برای من دلنشین است که تا زمانی که عراقی زنده است، نمیتوانم آن را نادیده بگیرم.