غزل شمارهٔ ۱۹۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر دعوت به رفتن به سوی معشوق میکند و از درد دوری و هجران ناشی از آن میگوید. وی خواهان آن است که با نالهها و زبان دل، احساساتش را بیان کند و در پی دیدار معشوق برآید. شاعر میخواهد خود را به عشق معشوق بسپارد و از شکایات و گلایهها نسبت به روزگار بپرهیزد. او تصریح میکند که باید از تدبیر و اختیار دست کشید و خود را به دست سرنوشت سپرد تا در کنار محبوب قرار گیرد. در پایان اشاره میکند که با وجود تمام درد و رنجها ناشی از عشق، اگر با معشوق دیدار نکنند، زندگی بیمعنا خواهد بود.
خیز، تا قصد کوی یار کنیمگذری بر در نگار کنیم
هوش مصنوعی: بیا، برخیز تا به سمت کوی محبوب حرکت کنیم و نگاهی به در زیبایش بیندازیم.
روی در خاک کوی او مالیموز غمش نالههای زار کنیم
هوش مصنوعی: ما خود را در خاک کوی او میمالیم و از غم او فریادهای جانسوز سر میدهیم.
به زبانی، که بیدلان گویندرمزکی چند آشکار کنیم
هوش مصنوعی: در یک زبان که تنها دلسوختگان میفهمند، چند رمز و راز را فاش خواهیم کرد.
هجر او را، که جان ما خون کردبه کف وصل در سپار کنیم
هوش مصنوعی: فراق او بود که زندگیمان را به شدت دچار درد و عذاب کرده است، اما باید عشق و وصالش را در دست بگیریم و به آن بسپاریم.
حاش لله کزو کنیم گله!گله از بخت و روزگار کنیم
هوش مصنوعی: ایمان ما اجازه نمیدهد که از سرنوشت و تقدیر خود گلهمند باشیم. ما نمیخواهیم از بخت و روزگار شکایت کنیم.
ما، اگر بر مراد او سازیمترک تدبیر و اختیار کنیم
هوش مصنوعی: اگر به خواسته او توجه کنیم، نیاز به تدبیر و انتخابهای خود را کنار میگذاریم.
زود پا در بساط وصل نهیمدست با دوست در کنار کنیم
هوش مصنوعی: به زودی به عشق و دوستی پیوند میزنیم و در کنار هم لحظات خوشی را سپری خواهیم کرد.
چون لب یار شکرافشان شدما به شکرانه جان نثار کنیم
هوش مصنوعی: زمانی که لبان معشوق به شکر میماند و زیبایی خود را نمایان میکند، ما نیز به عنوان قدردانی و عشق، جانمان را فدای او میکنیم.
عشق رویش چو پرده برگیردگر نمیریم پس چه کار کنیم
هوش مصنوعی: اگر عشق چهرهاش را مخفی کند، ما چه باید کنیم؛ اگر قرار نیست بمیریم، چه باید انجام دهیم؟
از عراقی چو رو بگردانیمروی در روی غمگسار کنیم
هوش مصنوعی: اگر از عراقی روی برگردانیم، به جای او به سختیهای زندگی نگاه میکنیم.