غزل شمارهٔ ۱۹۸
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به شور و حال عاشقانه دارد و شاعری را توصیف میکند که از غم و اندوه دنیا به ستوه آمده است. او میخواهد که عاشقان با هم جمع شوند و شور و شوق ایجاد کنند، همچنین از دلتنگی و دردهایشان فریاد بزنند و بر غمهای خود بگریند. شاعر اشاره میکند که زمانه بر آنها سخت گذشته و مدام در اندوه بودهاند و از خواب غفلت بیدار شوند تا شاید بتوانند توجه معشوق را جلب کنند. سرانجام، او در آرزوی آن است که در یک لحظه از عشق معشوق رهایی یابد و سخن خود را مختصر کند.
خیزید، عاشقان، نفسی شور و شر کنیموز های و هو، جهان همه زیر و زبر کنیم
هوش مصنوعی: بیدار شوید، ای عاشقان، بیایید با هم حال و هوایی تازه ایجاد کنیم و دنیا را به هم بریزیم.
از تاب سینه آتشی اندر جگر زنیموز آب دیده سینهٔ تفسیده تر کنیم
هوش مصنوعی: ما از شدت عشق چنان در دل خود آتشی ایجاد میکنیم که آتش درونمان شعلهور شود و از اشکهایی که میریزیم، احساساتمان را عمیقتر و پُررنگتر نماییم.
در ماتم خودیم، بیا، زار بگرییمخاکستر جهان همه بر فرق سر کنیم
هوش مصنوعی: ما در غم خود هستیم، بیا با هم زاری کنیم و خاکستر دنیا را بر سر بریزیم.
نعره ز جان زنیم، همه روز تا به شبناله ز درد دل همه شب تا سحر کنیم
هوش مصنوعی: ما هر روز از عمق جانمان فریاد میزنیم و شبها تا سپیدهدم از دلتنگی و درد خود ناله میکنیم.
تا چند چاشت ما همه از خوان غم بود؟تا کی وجوه شام ز خون جگر کنیم؟
هوش مصنوعی: چند وقت دیگر باید از درد و غم خود بخوریم؟ تا چه زمانی باید غذایمان را از خون دل خود تهیه کنیم؟
آهی برآوریم، سحرگه، ز سوز دلزین بخت خفته را دمی از خواب برکنیم
هوش مصنوعی: در سپیدهدم، از روی درد و رنجی که در دل داریم، آهی سرداده و میخواهیم بخت نیکمان را که مانند خوابیده است، از خواب بیدار کنیم.
زاری کنان به درگه دلدار خود رویمنعرهزنان به پیش سرایش گذر کنیم
هوش مصنوعی: با غم و اندوه به سوی محبوبمان میرویم و با صدای بلند در پیش خانهاش فریاد میزنیم.
باشد که یک نفس نظری سوی ما کنددزدیده آن نفس به رخ او نظر کنیم
هوش مصنوعی: شاید یک لحظه نگاهی به سمت ما کند و ما در آن لحظه به زیباییاش نگاه کنیم.
آن لحظه از عراقی، باشد که وارهیمگر زو رها شویم، سخن مختصر کنیم
هوش مصنوعی: در آن لحظه، اگر از عراقی جدا شویم و رها شویم، به گفتگوهای کوتاه و مختصر روی میآوریم.