غزل شمارهٔ ۱۹۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حالتی از سرخوشی و مستانه اشاره دارد. او از لذت شراب و بیخیالی میگوید و به خود میاندیشد که اگر بنوشد چه میشود. شاعر احساس میکند که همگی مست و شاداباند، اما او هنوز در حال خموشی است. او همچنین به نوعی انتقاد میکند از زهد و تقوی که بیفایده به نظر میرسند و از غمزههای معشوق سخن میگوید که اگرچه نمیتواند به او برسد، اما تلاش خواهد کرد. در کل، این شعر نماد تضاد میان شادی و غم، و همچنین جستجوی لذت در زندگی است.
ناخورده شراب میخروشیمخود تا چه کنیم؟ اگر بنوشیم
هوش مصنوعی: ما بدون اینکه شرابی نوشیده باشیم، با شور و هیجان در حال فعالیت و هیاهو هستیم. حالا اگر بنوشیم، دیگر چه کار خواهیم کرد؟
آنگاه شنو خروش مستاناین لحظه هنوز ما خموشیم
هوش مصنوعی: بشنو صدای شاداب و پرجنبوجوش این لحظه، در حالی که ما هنوز سکوت کردهایم.
کو تابش می که پخته گردیم؟از خامی خویش چند جوشیم؟
هوش مصنوعی: در جستجوی نوری هستیم که ما را به کمال برساند. چرا باید از ناپختگی و خامی خود بیوقفه ناله کنیم؟
چون می نخرند زهد و تقویپس بیهده ما چه میفروشیم؟
هوش مصنوعی: وقتی مردم به زهد و تقوا بهایی نمیدهند، چرا ما در این زمینهها تلاش و کوشش بیفایدهای انجام دهیم؟
از جام طربفزای ساقییاران همه مست و ما به هوشیم
هوش مصنوعی: از جامی که ساقی میریزد، دوستان همه در حال شادابی و مستی هستند، اما ما هنوز هوشیاریم.
گر غمزهٔ مست او ببینیمهیهات! که باز چون خروشیم؟
هوش مصنوعی: اگر زیباییهای او را ببینیم، بعید است که به حالت واقعی خود بازگردیم و دوباره همانطور که قبل از آن بودیم، با صدای بلند و خروش زندگی کنیم.
هر چند بدو رسید نتوانلیکن چه کنیم؟ هم بکوشیم
هوش مصنوعی: هرچند نمیتوانیم به او برسیم، اما چه کاری از دست ما ساخته است؟ فقط میتوانیم تلاش کنیم.
شب خوش بودیم بیعراقیامروز در آرزوی دوشیم
هوش مصنوعی: شب خوبی را در کنار هم داشتیم و امروز در آرزوی شب گذشته هستیم.