غزل شمارهٔ ۲۷۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به فراق یار و احساس درد و ناتوانی خود از دوری او اشاره میکند. او میگوید که اگر به یاد یار بود، هرگز چنین ناله و رنجی نمیکشید و با وجود وفاداری و غیرت، از غم دوری او رنج میبرد. شاعر به یاد آوردن عهدها و لحظات خوب با یار اشاره کرده و ابراز میکند که زندگی بدون یار برایش خوشایند نیست. او در نهایت اشاره میکند که اگر یار در کنار او بود، زندگیاش بسیار بهتر و معنادارتر بود. در کل، شعر به عمق احساسات انسانی و درد دوری و عشق از دست رفته میپردازد.
گرنه سودای یار داشتمیکی چنین ناله زار داشتمی؟
هوش مصنوعی: اگر دلبستگی به معشوق داشتم، آیا چنین حالت زار و نالهکنان داشتم؟
ورنه غیرت دمم فرو بستیناله هر دم هزار داشتمی
هوش مصنوعی: اگر غیرت من اجازه میداد، هر لحظه هزاران ناله و گریه داشتم.
بر در دوست گر رهم بودیروز و شب زینهار داشتمی
هوش مصنوعی: اگر هر روز و شب در کنار دوست میرفتم، به هر حال از خطرات و مشکلات در امان نبودم.
ور وصالش بساختی کارمبا فراقش چه کار داشتمی؟
هوش مصنوعی: اگر عشق تو را به من پیوند میزد، با دوریات چه رابطهای داشتم؟
چه غمم بودی؟ ار درین تیماربا غمش غمگسار داشتمی
هوش مصنوعی: چه دردی داشتم؟ اگر در این رنج و نگرانی با غم او، دلدار و تسکیندهندهای داشتم.
یار در کارم ار نظر کردیبهترین کار و بار داشتمی
هوش مصنوعی: اگر به من توجه کنی، بهترین تلاش و موفقیتهایم را خواهم داشت.
زان فراموش عهد دشنامیکاشکی یادگار داشتمی
هوش مصنوعی: کاشکی از پیمانی که فراموش کردهام، یادگاری داشتم که به آن دشنام بدهم.
روزگارم شد، ار نه عاقلمیماتم روزگار داشتمی
هوش مصنوعی: زندگیام به گونهای شده که اگر عاقل بودم، باید عزاداری این روزهای سخت را میکردم.
بیرخ یار ناخوش است حیاتچه خوشستی که یار داشتمی!
هوش مصنوعی: بدون دیدار محبوب، زندگی ناخوش است. چه خوب است که یار داشتم!
گر عراقی برون شدی ز میاندلبر اندر کنار داشتمی
هوش مصنوعی: اگر عراقی از بین دلبر بیرون میآمد، من در کنار او مینشستم.