تناجی
عراقی

رباعی شمارهٔ ۱۱

گل صبح دم از باد برآشفت و بریختبا باد صبا حکایتی گفت و بریخت
بد عهدی عمر بین، که گل ده روزهسر بر زد و غنچه گشت و بشکفت و بریخت