رباعی شمارهٔ ۴۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دل و احساساتش صحبت میکند که شب گذشته به یاد محبوبش بوده است. او در دلش احساساتی را تجربه کرده که مانند مهمانی به سراغش آمدهاند. شاعر به تصویر یک سفره میپردازد که یک قرمزی (جگری) بر روی آن قرار دارد و همچنین از چشمانش به عنوان منبعی برای احساساتش یاد میکند، حتی اگر در این دلتنگی خجالتزده باشد. در مجموع، شعر بیانگر حس عمیق عشق و دلتنگی است.
دیشب دل من خیال تو مهمان داشتبر خوان تکلف جگری بریان داشت
هوش مصنوعی: دیشب دل من به یاد تو شبی خاطرهانگیز را سپری کرد و برای پذیرایی از تو، دلی سرخشده آماده کرده بود.
از آب دو دیده شربتی پیش آوردبیچاره خجل گشت ولیکن آن داشت
هوش مصنوعی: با اشکهایش نوشیدنی برای او آورد، اما او که بیچاره بود، شرمنده شد، با این حال چیزی در دلش داشت.