بخش ۲ - غزل
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و معشوق خود اشاره میکند و بیان میکند که اگر چه ممکن است آتش عشق او را بسوزاند، اما همچنان به آن عشق ادامه میدهد. او از زیبایی معشوقش میگوید و اینکه برای دیدن او، همه چیز را فدای عشقش میکند. شاعر به یادگیری عشق مانند یادگیری الفبا از مکتب عشق اشاره میکند و در نهایت از دوستش میخواهد که در غم عشق کنار او باشد تا با هم بر غمهایشان فائق آیند.
گر ز شمعت چراغی افروزیمخرمن خویش را بدان سوزیم
هوش مصنوعی: اگر با نور تو، چراغی روشن کنیم، باید آتش آن را به خرمن خود بزنیم.
در غمت دود از آن به عرش رسدآتشی کز درون برافروزیم
هوش مصنوعی: در اندوه تو، دودی به آسمان خواهد رسید که آتش آن را از درون خود روشن کردهایم.
آفتاب جمال بر ما تابزانکه ما بیرخت سیه روزیم
هوش مصنوعی: خورشید زیبایی تو بر ما میتابد، چرا که ما بدون چهرهات، در تاریکی و بدبختی به سر میبریم.
تا ببینیم روی خوبت رااز دو عالم دو دیده بردوزیم
هوش مصنوعی: برای دیدن زیبایی تو، چشمان خود را از این دو جهان با هم میدوزیم.
مایهٔ جان و دل براندازیمبه ز عشقت چه مایه اندوزیم؟
هوش مصنوعی: ما به خاطر عشق تو، تمام جان و دل خود را خرج میکنیم. حالا از عشق تو چقدر میتوانیم جمع کنیم؟
همچون طفلان به مکتب عشقتابجد عشق را بیاموزیم
هوش مصنوعی: مثل کودکان، به مکتب عشق تو میرویم و الفبای عشق را یاد میگیریم.
در غم عشق اگر رود سر ماای عراقی، بیا، که فیروزیم
هوش مصنوعی: اگر در غم عشق سر ما برود، ای عراقی، بیا که ما پیروز خواهیم بود.