بخش ۵ - غزل
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احوالی عمیق و عاشقانه است. شاعر در آن به حیرت و شگفتی خود از زیباییهای خلقت پروردگار اشاره میکند و عشق را بر همه چیز مقدم میداند. او از عقل و دین خود بیتفاوت است و فقط به عشق و زیبایی محبوبش توجه دارد. شاعر از دیگران میخواهد که او را قضاوت نکنند، چون در غم و عشق محبوبش غرق شده و به آن عشق افتخار میکند. او عشق را تنها رسم و آیین زندگیاش میداند و در این راه از هیچ چیز دیگر مهمتر نمیگذرد.
نیست کاری به آنم و اینمصنع پروردگار میبینم
هوش مصنوعی: به هیچ یک از کارهای خود یا دیگران اهمیتی نمیدهم و تنها به خلق و آفرینش پروردگار توجه دارم.
حیرتم غالب است و دل والهنیست پروای عقل، یا دینم
هوش مصنوعی: من در شگفتی به سر میبرم و دلم سرگردان است، نه نگران عقل هستم و نه دینم.
سخنی کز تو بشنود گوشمخوشتر آید ز جان شیرینم
هوش مصنوعی: هر صدایی که از تو به گوشم برسد، برایم از زندگی و شیرینی جانم دلپذیرتر است.
در جهان، گر دل از تو بردارمخود که بینم؟ که بر تو بگزینم؟
هوش مصنوعی: اگر بخواهم دل را از تو جدا کنم، چه چیزی در این جهان وجود دارد که به آن توجه کنم؟ به چه چیز دیگری میتوانم دل ببندم؟
کرمی کن، گرم نخواهی کشتهم بدان ساعدان سیمینم
هوش مصنوعی: مراقب باش، با نیکی و مهربانی رفتار کن، زیرا گاهی اوقات کسی که ظاهراً قوتی ندارد، میتواند تو را آسیب بزند.
در جهان غیر عشق نپرستمعشقبازی است رسم و آیینم
هوش مصنوعی: در دنیا به جز عشق چیزی را نپرستم، عشقورزی برای من تنها یک رسم و عادت است.
با عراقی، که عاجز غم توستخردهگیری مکن، که مسکینم
هوش مصنوعی: با عراقی که از عشق و غم تو ناتوان است، انتقاد نکن، چون او واقعا بیچاره است.