غزل شمارهٔ ۸۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به موضوعاتی مانند پنهان کردن حالات درونی، ثروت و بخشش، و زیباییهای معنوی اشاره میکند. او میگوید که باید پیش از مرگ داراییام را بین وراث تقسیم کنم و به این ترتیب از احسان مرگ بینیاز شوم. شاعر همچنین به مسألهی ناپایداری دنیای مادی و نیاز به خودشناسی و فطرت درونی اشاره دارد. او تاکید میکند که زیبایی و کمالهای انسانی باید در خلوت وجود حفظ شود و نباید به سادگی به نمایش گذاشته شود. در نهایت، با اشاره به رحمت و محبت، از زیباییهای درونی و عواطف واقعی سخن میگوید، و میفهماند که نباید احساسات و زیباییهای خود را در برابر دنیا پنهان کرد.
من گرفتم ساختی پوشیده سالِ خویش راچون کنی پنهان ز چشمِ خلق حالِ خویش را؟
من فرض کردم و پنداشتم که سن و سال بالای خود را پنهان کردی؛ ریخت و پیکر ناتوان و پیری درونت را چگونه میخواهی از دیگران پنهان کنی؟
وارثان را کرد مستغنی ز احسانِ اجلهر که پیش از مرگ قسمت کرد مالِ خویش را
هوش مصنوعی: افراد میتوانند قبل از مرگ، اموال خود را تقسیم کنند و این کار باعث میشود که وارثان از لطف و کمکهای دیگران بینیاز شوند.
چون صدف، گوهر اگر ریزند در دامن مرا،برنیارم ز آستین دستِ سؤالِ خویش را
اگر مانند صدف در دامن من مروارید قرار دهند مانند صدف که برای غذا باز می شود و مرواریدش را بر می دارند دست تقاضای خود را از آستین عزت نفسم بیرون نمی آورم
در میانِ جمع تا چون شمع باشی سرفراززسبزدار از آبِ چشمِ خود نهالِ خویش را
هوش مصنوعی: در میان مردم باید همچون شمع روشن و سرسرافراز باشی، و از عشق و احساسات خود از چشمانت برای شکوفایی درخت وجودت آبیاری کنی.
میگدازندت به چشمِ شور، این نادیدگانمن گرفتم بَدر گرداندی هِلالِ خویش را
هوش مصنوعی: چشمهای حسود و بدخواه تو را تحت تأثیر قرار میدهند، اما من با قدرت خودم میتوانم بر مشکلات و نادیدهها غلبه کنم و مانند هلال ماه، درخشندگی و زیبایی خاصی داشته باشم.
میشود افزون غبارِ کلفتم چون آسیامیزنم بر یکدگر چندان که بالِ خویش را
هوش مصنوعی: غبار سنگینم را بیشتر میکنم، همچون آسیا که دانهها را به یکدیگر میزند، آنقدر این کار را انجام میدهم که بالهای خودم را نیز تحت تأثیر قرار دهم.
رحم کن ای گوهرِ سیراب بر لبتشنگانچند داری در گره آبِ زلالِ خویش را؟
هوش مصنوعی: ای گوهر سیراب، بر تشنگان رحم کن، چرا که تو همواره آب زلال و پاک خود را در گرهها و حصارهای خود نگه داشتهای.
وقتِ رفتن نیست در دنبال، چشمِ حسرتشهر که پیش از خود فرستاده است مالِ خویش را
هوش مصنوعی: زمان رفتن نیست، زیرا هر کسی که پیش از خود ثروت و دارایی خود را فرستاده، حالا به خاطر چشمانتظاری و حسرتش دچار پشیمانی است.
پردهٔ حیرت جهان را چشمبندی کردهاستاز که میداری نهان یارب جمالِ خویش را؟
هوش مصنوعی: چشمها را به زیباییهای دنیا مشغول کرده و در حیرت فرو برده است. خدایا، چه کسی را پنهان میکنی که به زیبایی خودت اشاره کنی؟
نه ز دلسوزی است خوبان گر به دل رحمی کنندتازه دارد بهرِ خود ریحان سفالِ خویش را
هوش مصنوعی: خوبان تنها به خاطر شفقت و دلسوزی دل نمیسوزانند؛ بلکه اگر محبت و مهری از جانب آنها صادر شود، برای این است که به نفع خود و خوشایند خود عمل میکنند.
هر که گردیده است صائب، زخمیِ عین الکمالمیکند پوشیده از مردم کمالِ خویش را
هوش مصنوعی: هر کس که به کمالات حقیقی رسیده باشد، به طور پنهانی و بدون نمایش به دیگران، آثار و نشانههای این کمال را در خود دارد.