غزل شمارهٔ ۱۷۷
هوش مصنوعی: این شعر به تصویر کشیدن احساسات عمیق و دلتنگی شاعر پرداخته است. او از خمار می و دل شکستهاش میگوید و به شعله شمع اشاره دارد که نمادی از زندهبودن و گرماست. شاعر به آرامش دریا و بینیازی آن از آتش همسایه اشاره میکند و از تاثیرات محبت و نوازش بر روحش سخن میگوید. او میگوید که به دلیل غفلت و سنگینی خواب، ممکن است جانش به سختی دچار آسیب شود. همچنین، از تمکین کوهسار و بلبل و گل به عنوان نمادهایی برای بیان حال و هوای درونی خود استفاده میکند. در نهایت، شاعر از فکر معاد و رهایی از دنیا سخن میگوید و همچنین به نیروی محبت معشوقش و تأثیر آن بر روحش اشاره میکند. در کل، شعر به ارتباط میان عشق، درد، و تسکین روح میپردازد.
شیشه ای، می بود اگر چون شمع بر بالین مرااز خمار می نمی شد دل سیه چندین مرا
هوش مصنوعی: اگر قلبم همچون شمعی در کنار من میبود و شفاف میبود، هرگز از خماری و افسردگی اینقدر رنج نمیبردم.
داغ دارد شعله سرگرمیم خورشید راپخته گردد، خشت خامی گر شود بالین مرا
هوش مصنوعی: آتش عشق و سرگرمیام به شدت داغ است و اگر خورشید به شدت بپزد، حتی اگر بر روی سنگ خامی بخوابم، همچنان نمیتوانم از این احساسات رها شوم.
می کشد دست نوازش بر سر دریا ز موجآن که بر دل می نهد دست از پی تسکین مرا
هوش مصنوعی: دست نوازش به آرامی بر آب دریا میکشد، مانند موجی که بر دل من مینشیند و به دنبال آرامش من است.
جوش دریا بی نیاز از آتش همسایه استساده لوح آن کس که بی تابی کند تلقین مرا
هوش مصنوعی: طبیعت پرجنب و جوش دریا به هیچ چیزی جز خود وابسته نیست. آدمی که نگران چیزهای بیاساس است، در واقع درک درستی از حقیقت ندارد.
سرمه می کردم ز برق تیشه سنگ خاره راگوشه چشمی اگر می بود از شیرین مرا
هوش مصنوعی: اگر تنها یک نگاه از شیرین به من میافتاد، با نور تیشهام، سنگ سخت را زینت میکردم.
تا عنان نفس سرکش را به دست آورده امتوسن افلاک چون عیسی است زیر زین مرا
هوش مصنوعی: تا زمانی که توانستهام بر نفس سرکش خود مسلط شوم، مانند عیسی که بر اسب آسمانی نشسته است، در دلم احساس قدرت و عظمت میکنم.
استخوان در پیکر من توتیا خواهد شدنخواب غفلت گر به این عنوان شود سنگین مرا
هوش مصنوعی: اگر در خواب غفلت بمانم، حتی استخوانهایم هم مانند توتیا (سنگ) خواهند شد و این سنگینی بار غفلت بر دوش من احساس میشود.
کوهسارم، صرفه نتوان برد در افغان ز منمی کند تمکین خود، هر کس کند تمکین مرا
هوش مصنوعی: من مانند کوههایی هستم که نمیتوان در برابر صدای من سکوت کرد. هر کسی که خود را به من تسلیم کند، متوجه قدرت و تاثیر من میشود.
چون نباشد بلبل من چار موسم نغمه سنج؟نیست کم از شاخ گل هر مصرع رنگین مرا
هوش مصنوعی: وقتی بلبل من در هر چهار فصل آواز نخواند، آیا نغمه سنج من چه معنایی دارد؟ شعر من به اندازه هر شکوفه زیباست و رنگین.
کرد از فکر معاش آسوده ام فکر معادشد دوای صد هزاران درد، درد دین مرا
هوش مصنوعی: از نگرانی درباره تأمین معیشت راحت شدم و به فکر آخرت افتادم. این فکر، درمانی برای بسیاری از دردهایم شد، ولی درد دین و ایمان هنوز گران است برایم.
از هوسناکان دنیا گر گریزم دور نیستمی فزاید خارخار از صحبت گرگین مرا
هوش مصنوعی: اگر از وسوسههای دنیا فرار کنم، دور از دسترس نیست که درد و رنج از همراهی با انسانهای مکار و بیرحم به وجود میآید.
صائب از ناز و عتاب او ندارم شکوه ایمد احسانی است از ابروی او هر چین مرا
هوش مصنوعی: من از ناز و سرزنشهای او ناراحتیای ندارم، زیرا هر چین و شکافی در ابرویش همچون لطفی است به من.