غزل شمارهٔ ۴۹۵
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عواطف و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر میگوید که نگرانی و عشق او تنها به چشم و دل معشوق محدود نیست، بلکه همه وجودش را شامل میشود. او از این میگوید که زیبایی معشوق به آن اندازه است که از هر نقطهای به او نگاه میکند و به همین دلیل همیشه در حال تماشا و نگران اوست. همچنین اشاره میکند که دلش به شدت از شوق معشوق میتپد و حتی زیباییهای جهان را فراموش کرده است. شاعر در نهایت، ابراز میکند که عشق او به معشوق فراتر از هر تمنا و خواستهای است و در انتظار نگاهی از طرف معشوق است تا دلش شاد شود.
نه به چشم و دل تنها نگرانیم تراهمچو دام از همه اعضا نگرانیم ترا
هوش مصنوعی: ما فقط به ظاهر و دل نگران تو نیستیم، بلکه به مانند یک دام، از همه وجودت نگرانیم.
تو به چندین نظر لطف نبینی در ماما به یک دیده ز صد جا نگرانیم ترا
هوش مصنوعی: تو از دیدگاههای مختلف به ما لطفی نمیکنی، اما ما به خاطر محبت تو در هر لحظه از صد جا نگران تو هستیم.
نیست نظاره رخسار تو مخصوص به چشماز سراپا، به سراپا نگرانیم ترا
هوش مصنوعی: نگاه کردن به چهره زیبای تو تنها به چشمهام محدود نیست، بلکه از سر تا پا در فکر و خیال تو هستم.
پرده چشم سزاوار تماشای تو نیستاز سراپرده دلها نگرانیم ترا
هوش مصنوعی: چشمهایم شایسته دیدن تو نیستند، زیرا اضطراب ما از عمق دلهایمان به خاطر توست.
دل همان می تپد از شوق تماشای رختگر به صد دیده بینا نگرانیم ترا
هوش مصنوعی: دل به شدت از شوق دیدن تو میتپد، حتی اگر صد چشم بینا به تماشای تو خیره شوند.
فارغیم از هوس سیر خیابان بهشتتا به آن قامت رعنا نگرانیم ترا
هوش مصنوعی: ما بیخیال آرزوهای پر از رنگ و لعاب زندگی هستیم، چرا که تنها نگران زیبایی و دلربایی تو هستیم.
نیست مانع در و دیوار نظربازان راچون شرر در دل خارا نگرانیم ترا
هوش مصنوعی: هیچ مانعی برای دیدهبانان وجود ندارد؛ آنان همچون جرقهای در دل سنگ سخت، نگران تو هستند.
چه شود گر به نگاهی دل ما شاد کنی؟ما که از جمله دنیا نگرانیم ترا
هوش مصنوعی: چه اشکالی دارد اگر با یک نگاه ما را خوشحال کنی؟ ما که نگران دنیای خود هستیم، تو را داریم.
نیست در دیده حیرت زده مطلب را راهما نه از راه تمنا نگرانیم ترا
هوش مصنوعی: در چشم حیران و متعجبم، هیچ خبری نیست. ما با محبت و خواست، نگران تو هستیم و به راهی که باید برویم، میاندیشیم.
دیده از خواب نمالیده روان می گردیگر بدانی چه قدرها نگرانیم ترا
هوش مصنوعی: اگر چشمانت را از خواب باز کردهای و به راه میروی، بهتر است بدانی که ما چه اندازه نگران تو هستیم.
نرسد دیده بدبین به تو ای وادی عشقکه ز هر آبله پا نگرانیم ترا
هوش مصنوعی: چشمان بدبین به تو نمیرسند، ای سرزمین عشق، چون هر زخم و مشکلی که داریم، ما هنوز نگران تو هستیم.
هست با فکر تو کیفیت دیگر صائبنه به املا و به انشا نگرانیم ترا
هوش مصنوعی: با اندیشه تو حالتی متفاوت داریم، صائب، نه به نوشتن و بیان کردن تو نگرانی داریم.