تناجی
صائب

غزل شمارهٔ ۸۵۶

نیست غم نان و آب، گوشه نشین رادر رحم آماده است رزق، جنین را
پستی دیوار را زوال نباشدسیل نسازد خراب خانه زین را
خشک تر از موجه سراب شماردتشنه دیدار او بهشت برین را
خال تو از خط به دل غبار ندارددزد شمارد بهشت خویش کمین را
کم نشود بوسه از لبش به گرفتنموم نسازد تهی ز نقش، نگین را