غزل شمارهٔ ۱۰۷۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساس ناراحتی و بیتوجهی سخن میگوید. شاعر بیان میکند که علیرغم محبت و توجه دیگران، خود او مورد توجه نیست. او به این موضوع اشاره میکند که دردها و مشکلاتش از سوی دیگران نادیده گرفته میشود و حتی در لحظات بحرانی نیز از او غافلند. شاعر احساس میکند که مسائل و مشکلات او فراموش شده و در تضاد با خوشیها و موفقیتهایی که به دیگران نسبت داده میشود، در عذاب است. در نهایت، او به این باور میرسد که پاسخ به دردها و مشکلات دیگران بر عهده خود اوست و تلاش میکند تا با شعر و هنر به دیگران کمک کند.
لطف او با دیگران ناز و عتابش بر من استصحبت گرمش به اغیار و کبابش بر من است
هوش مصنوعی: همه محبتها و توجهات او به دیگران است، در حالی که ناز و عتابش فقط مختص من است. صحبتهای گرم او با دیگران است و برای من تنها سرنوشت تلخی به همراه دارد.
یک سر مو غافل از حال ضعیفان نیستمگر فتد مویی در آتش پیچ و تابش بر من است
هوش مصنوعی: من حتی از کوچکترین مشکل و خیری که به ضعیفان میرسد غافل نیستم؛ اگر یک تار مو در آتش بیفتد، تأثیر آن بر من نیز احساس میشود.
کرم شب تابی فلک گر شمع بالینم کندمنت روی زمین از آفتابش بر من است
هوش مصنوعی: اگر روشنایی شبتاب آسمان، شمع خوابگاه من شود، من به خاطر زیباییاش، از نور آفتاب زمین بینیاز میشوم.
می کند هر کس به غیر از حق سئوال از دیگرانمشت خاکی بر دهانش زن جوابش بر من است!
هوش مصنوعی: هر کسی که به جز حقیقت از دیگران سوال کند، مثل این است که خاکی بر دهانش میزنند و پاسخ او را فقط من میدانم!
حاصل فرمانروایی نیست جز وزر و وبالبی حسابی می کند هر کس، حسابش بر من است
هوش مصنوعی: حاصل سلطنت و قدرت، تنها مشکلات و دردسرهای بیپایان است. هر کسی که کار اشتباهی کند، مسئولیت آن بر عهده من است.
خشک مغزان را کنم صائب به شعر تر علاجهر که را دردسری گیرد گلابش بر من است
هوش مصنوعی: من افرادی را که فکرهایشان خشک و بیروح است با شعر نرم و دلانگیز درمان میکنم. هرکس که دچار مشکلی باشد، برای کمک به او، بوی گلاب من را همراه دارم.