غزل شمارهٔ ۱۱۶۷
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف وضعیت انسانها و دنیای پیرامونشان میپردازد. شاعر از فردی صحبت میکند که بزم عاشقان را به هم ریخته و مجلس دانشمندان را نظم داده است. او اشاره میکند که زندگی انسانها بسیار کوتاه و چون صرف آب است. همچنین به دشواریها و زخمهای روحی میپردازد و از ظلم و ستمی که بر گلها و زیباییها میشود، گلایه میکند. در این میان، شاعر از عشق، آزادی و خطرات ناشی از غرور نیز صحبت میکند و در نهایت بر شرایط سخت و تلخ زندگی تأکید میورزد. شعر به نوعی به نقد اجتماعی و انسانی میپردازد که در آن زیباییها و دردها در کنار هم وجود دارند.
آن که بزم می پرستان را پریشان چیده استمجلس ارباب دانش را به سامان چیده است
هوش مصنوعی: آن کسی که میهمانی عاشقان را به هم ریخته و بینظم کرده، در عوض، مجالس دانشمندان را به ترتیبی منظم و زیبا برپا کرده است.
مدت عمر ابد یک آب خوردن بیش نیستخضر خوش هنگامه ای بر آب حیوان چیده است
هوش مصنوعی: مدت عمر ابدی مانند یک نوشیدن آب بیشتر نیست. خضر، که نماد زندگی ابدی است، درکنار آب حیات خوشحال و سرزنده نشسته است.
خار تهمت لازم دامان پاک افتاده استنه همین در مصر این گل ماه کنعان چیده است
هوش مصنوعی: تهمت و زشتی به دامن پاک او چسبیده است، اما این فقط در مصر نیست که گل زیبای کنعان را چیدهاند.
آن که می ریزد به خاک راه می را بی دریغجام ما را بر کنار طاق نسیان چیده است
هوش مصنوعی: کسی که به زمین میافتد، بدون تردید، جام ما را کنار فراموشی گذاشته است.
از فغانم ناله زنجیر می آید به گوشدر فضای سینه من بس که پیکان چیده است
هوش مصنوعی: از دل شکرآب من صدای نالههای زنجیر به گوش میرسد، چون که درونم پر از تیرهای زندگی است.
کو خط مشکین که این هنگامه را بر هم زند؟خوش دکانی بر خود آن زلف پریشان چیده است
هوش مصنوعی: کی میتواند بکوشد تا این وضعیت شلوغ و هیجانانگیز را به هم بریزد؟ آن زلفهای آشفته، خود یک فروشگاه زیبا و جذاب را به نمایش گذاشتهاند.
بوی خون می آید امروز از نوای بلبلانتا کدامین سنگدل گل از گلستان چیده است
هوش مصنوعی: امروز بوی خون از صدای بلبلان به مشام میرسد. باید بدانیم که کدام دل سنگی، گلی را از باغ چیده است.
می تواند شد علم در وادی آزادگیهر که از باغ جهان چون سرو دامان چیده است
هوش مصنوعی: هر کسی که از زیباییهای دنیا بهرهمند شده و مانند درخت سرو در آزادی و آزادگی ایستاده است، میتواند در علم و دانش پیشرفت کند.
از خیابان بهشت آید برون پوشیده چشمهر که گل از رخنه چاک گریبان چیده است
هوش مصنوعی: از خیابان بهشت، کسی خارج میشود که چشمانش پوشیده است و از رخنههای چاک لباسش، گلهایی بیرون آمده است.
شوربختی بین که با این سینه پر زخم و داغرو به هر جانب که می آرم نمکدان چیده است
هوش مصنوعی: نفرین به سرنوشت که با این بدن پر از زخم و درد، به هر سو که میروم، همواره زخمهای تازه میخورم.
آه ازان مغرور بی پروا که با اهل هوسمجلس می بر سر خاک شهیدان چیده است
هوش مصنوعی: آه از آن مغروری که بدون فکر و احتیاط با افرادی که دنبال لذت و هوس هستند، در کنار قبرهای شهیدان دور هم جمع شده و خوشگذرانی میکند.
چون تواند پای خود در دامن صحرا کشید؟هر که چون صائب گلی از سنگ طفلان چیده است
هوش مصنوعی: هر کسی که بتواند در دل طبیعت، با سختیها و چالشها کنار بیاید و از مشکلات، زیبایی بسازد، در واقع هنرمند واقعی است، مثل صائب که توانسته از سنگ نیز گل بسازد.