غزل شمارهٔ ۱۱۷۶
هوش مصنوعی: این متن به نقد حرص و طمع انسانها میپردازد و نشان میدهد که در زندگی بشر، این ویژگیها سبب بیبرکتی و بیوظیفگی میشوند. شاعر اشاره میکند که رفتن گلزار و لذتهای دنیوی برای افرادی که در رنج و درد هستند، بیفایده است. همچنین، او بیان میکند که آرامش واقعی در دل عاشقانه نهفته است و حرص و طمع هر فردی را به دور خود میچرخاند. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که آرزوهای بیپایان، باعث سنگینی و فشار بر دلها میشود و حرص در نهایت به آوارگی و بیسرنوشتی میانجامد.
رفتن گلزار کار مردم بیکاره استبرگ عیش دردمندان از دل صد پاره است
هوش مصنوعی: رفتن به باغ و گلزار برای کسانی که کار و فعالیتی ندارند، بیفایده است. برای کسانی که دچار درد و رنج هستند، لذت و شادی فقط از دلهای شکستخورده و پر از گسست به دست میآید.
با دل روشن ز اسباب تنعم فارغمبستر و بالین من چون لعل، سنگ خاره است
هوش مصنوعی: با دل شاد و روشن از وسایل رفاه و نعمت بینیازم، اما بستر و محل خواب من مانند سنگ سخت و بیرحم است.
از دل عاشق مجو آرام در زندان تناین شرر در سنگ از بی طاقتی آواره است
هوش مصنوعی: از دل عاشق آرامش را در زندان جسم نجو، زیرا این شعله به خاطر ناتوانی از تحمل، در سنگ بیقراری میکند.
ناز و نعمت حرص را بال و پر خواهش شودچهره سیراب، افزون تشنه نظاره است
هوش مصنوعی: زیبایی و نعمت باعث میشود که خواستهها و آرزوها بیشتر و بیشتر شود، به طوری که حتی با داشتن یک زندگی پربار، همچنان تشنگی برای تماشای زیباییها وجود دارد.
می دواند آدمی را حرص بر گرد جهانورنه گندم سینه چاک از بهر روزی خواره است
هوش مصنوعی: حرص و طمع انسان را به دور دنیا میکشاند، در حالی که اگر به حقیقت نگاه کنیم، مانند گندمی که از دل خاک بیرون آمده، روزی خود را به آسانی میتوان یافت.
از دل بی آرزو کوه گران لنگر شدیمخواب طفلان باعث آسایش گهواره است
هوش مصنوعی: از دل بی آرزو، مانند کوه سنگین و محکم شدهایم. خواب بچهها باعث آرامش گهواره و آسایش ماست.
حرص هر کس را که صائب نعل در آتش گذاشتهمچو قارون گر بود زیر زمین، آواره است
هوش مصنوعی: حرص و طمع هر فردی که به دنبال مال و ثروت باشد، او را به سرنوشت بدی دچار میکند. اگرچه ممکن است مانند قارون که ثروت زیادی داشت زیر زمین باشد، اما در نهایت همواره در رنج و عذاب است.