غزل شمارهٔ ۱۴۱۵
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و زیباییها پرداخته و بیانگر این است که مکان واقعی خوشبختی و لذت، جایی است که معشوق و زیباییها حضور دارند. باری از حیات و شادمانی را در کنار معشوق جستجو میکند و به این نکته اشاره دارد که عشق و شور جنون، جزء لاینفک زندگی هستند. شاعر به خویشتن میگوید که در دنیای واقعی، مکان دلتنگی و بیعشقی همانند زندان است، و در ادامه به فضای معنوی و زیباییهای جاهایی اشاره میکند که دلها در آن آرامش مییابند. روح شاعر در پی یافتن عشق و زیبایی در گوشه و کنار زندگی است و اعتقاد دارد که عشق و دیوانگی نعمتهای ارزشمندی هستند.
فرح آباد من آنجاست که جانان آنجاستاشرف آنجاست که آن سرو خرامان آنجاست
هوش مصنوعی: محل خوشایند من جایی است که محبوبم حضور دارد، بهترین مکان جایی است که آن یار خوشرفتار باشد.
عیش ما نیست چو بلبل به بهاران موقوفهر کجا لاله رخی هست گلستان آنجاست
هوش مصنوعی: زندگی ما مانند بلبل نیست که فقط به بهار محدود باشد؛ هر جایی که زیبایی و راز و نشاط وجود داشته باشد، همان جا گلستان و خوشی ماست.
گر کشد دل به خرابات مرا، معذورمسر فارغ، دل بی غم، لب خندان آنجاست
هوش مصنوعی: اگر دلم مرا به میخانه بکشاند، باید معذور باشم؛ چون که سرم آرام است و دلم بیغم و لبم خندان در آنجا خواهد بود.
می کند خنده سوفار، دل از پیکانشعیش فرش است در آن خانه که مهمان آنجاست
هوش مصنوعی: خندهی سوفار (نوعی عود) دل را شاد میکند و حال خوشی در خانهای که مهمان در آن حضور دارد، برقرار است.
هر شبستان که در او روی عرقناکی هستمن دلسوخته را چشمه حیوان آنجاست
هوش مصنوعی: هر مکانی که در آن نوشیدنی دلچسبی وجود داشته باشد، برای من که دل شکستهام، آنجا بهترین منبع حیات و شادابی است.
ای صبا در حرم زلف چو محرم شده ایبه ادب باش که دلهای پریشان آنجاست
هوش مصنوعی: ای نسیم خوش، تو که در حریم زلف محبوب رفتهای، با آداب و احترام رفتار کن، زیرا دلهای پرآشوب و بیقرار آنجا حضور دارند.
نیست بی شور جنون عالم گل را نمکیمن و آن شهر که دیوانه فراوان آنجاست
هوش مصنوعی: در هیچ کجای دنیا، دنیای گلها بدون شور و جنون وجود ندارد. من و آن شهری که دیوانهها در آن بسیارند، با هم ارتباطی داریم.
دل چو بی عشق شود هیچ کم از زندان نیستچاه، مصرست اگر یوسف کنعان آنجاست
هوش مصنوعی: وقتی دل بدون عشق باشد، هیچ تفاوتی با یک زندان ندارد. حتی اگر یوسف کنعانی در آنجا باشد، دل همچنان گرفتار است.
در دل مور ز تنگی به حقارت منگرکه نهانخانه اقبال سلیمان آنجاست
هوش مصنوعی: در دل موری که در تنگنا قرار دارد، نباید به حقارت او نگاه کنی، زیرا مکان خوشبختی و موفقیت سلیمان در همان جا است.
دل تنگی که در او راه ندارد دنیابی سخن، خلوت پنهانی جانان آنجاست
هوش مصنوعی: دل آزردهای که در آن جایی برای آرامش نیست، دنیایی بیحرف و سخن است؛ اما آنجا که تنها و مخفیانه با محبوب خود میگذرد، حقیقتا جایی است برای آرامش و سرور.
ای که مشغول به سنجیدن مرده شده ایدست بردار ازین کار، که میزان آنجاست
هوش مصنوعی: ای کسی که در حال سنجش و ارزیابی مردهها هستی، دست از این کار بردار، زیرا معیار واندازهگیری واقعی در آن سمت است.
از صفای در و دیوار گلستان صائبمی توان یافت که آن نو گل خندان آنجاست
هوش مصنوعی: از زیبایی و طراوت دیوارها و درهای گلستان میتوان تشخیص داد که گل تازه و شاداب در آنجا وجود دارد.