غزل شمارهٔ ۲۰۷۶
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع دادن و دریغ داشتن اشاره دارد. شاعر با بیان موارد مختلف نشان میدهد که چرا افراد نمیتوانند از چیزهای خوب و باارزش دریغ کنند. از زیبایی و عشق گرفته تا نعمتهای زندگی، همه چیزهایی هستند که انسانها باید از آنها بهرهمند شوند و نباید در این موارد کملطفی کنند. شاعر با ذکر مثالهایی از زندگی و روابط میان انسانها، اهمیت قسمت کردن و بخشش را یادآوری میکند و بر این نکته تأکید دارد که در زندگی از آنچه ارزشمند است نباید دریغ کرد.
هر کس ز تیغ غمزه او سر دریغ داشتجام سفالی از لب کوثر دریغ داشت
هوش مصنوعی: هر کسی که از زیبایی و ناز او دلشکسته و غمگین باشد، مثل این است که از نوشیدن آب زلال و خوشمزه کوثر خودداری کرده باشد.
زر را به زر چرا ندهد بی دریغ کس؟از یار سیمبر نتوان زر دریغ داشت
هوش مصنوعی: چرا کسی بدون تردید و کموکاسته طلا را به طلا بدهد؟ از محبوبی که خود دارای نقره است، نمیتوان طلا را دریغ کرد.
ماند از غبار خاطر خود زنده زیر خاکاز هر که آسمان مژه تر دریغ داشت
هوش مصنوعی: از دلنگرانیها و مشکلات زندگی، چیزی باقی نمانده و تنها یاد و خاطرهای از من باقی مانده است. به خاطر کسی که به من توجهی نکرد، حالا زیر خاک زندگی میکنم.
میزان روزگار ندارد به ظلم میلزان سر بجوی هر چه ازین سر دریغ داشت
هوش مصنوعی: زمانه به ظلم و ستم حالت ثابتی ندارد، بنابراین از هر چیزی که بر تو روا داشته میشود، پرهیز کن و به دنبال آنچه که از دست رفته نیست، باش.
فیض قدح چرا بود از آفتاب کم؟نتوان ز خاک باده احمر دریغ داشت
هوش مصنوعی: چرا نوشیدنی (که به خاطر نور آفتاب به وجود آمده) باید از آفتاب کمتر باشد؟ نمیتوان از خاک، شراب قرمز را دریغ کرد.
آگاه بود خضر ز آفات زندگیدانسته آب را ز سکندر دریغ داشت
هوش مصنوعی: خضر از خطرات زندگی آگاه بود و به همین دلیل آب را از سکندر دریغ کرد.
صائب ز حرف تلخ شکایت چرا کند؟هر کس ز کام طوطی، شکر دریغ داشت
هوش مصنوعی: چرا صائب از حرفهای تلخ شکایت کند؟ هر کسی که طعم شیرین کلام طوطی را نچشیده باشد، از شکر آن بینصیب است.