غزل شمارهٔ ۲۱۶۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و بینظیری چهره و ویژگیهای محبوبش اشاره میکند. او بیان میکند که رخسار محبوب از روزهای سخت بیبهره بوده و زلفهایش بر دل هیچکس نخورده است. گلبرگهای او نشان از خستگی ندارند و کسی برای خرید نگاه او تلاش نکرده است. ابرو و چشم او نشانی از زیبایی دارند و دهانش هرگز تلخی ندامت را نچشیده است. در پایان، شاعر تأکید میکند که اگر محبوب به مشکلات خود بیتوجه باشد، هنوز هیچ پروانهای از عشق او پر نخواهد کشید و محبت او همیشه بر جا خواهد ماند.
رخسار تو روز سیه ریش ندیده استزلف سیهت مفلسی دل نکشیده است
هوش مصنوعی: چهره تو مانند روز تاریک است، زیرا هیچ ریشی نداشته و زلفهای سیاهت دل را مورد آزار قرار نمیدهند.
بر برگ گلت گرد کسادی ننشسته استدنبال خریدار، نگاهت ندویده است
هوش مصنوعی: بر روی گلهای تو هیچ غم و کسادی نیفتاده است، کسی به دنبال خرید تو نیامده و چشمهایت را ندیدهاند.
ابروی تو پیوسته به خوبی گذرانده استچشم تو خمار می گلگون نکشیده است
هوش مصنوعی: ابروی تو همیشه زیبا و دلربا بوده و چشمان تو به خاطر زیبایی کم نظیرش سرشار از جذابیت و شوق است.
تلخی ندامت نچشیده است دهانتدندان تأسف لب لعلت نگزیده است
هوش مصنوعی: اگر تا به حال تلخی پشیمانی را نچشیدهای، پس دندان حسرت روی لب زیبایت را نخوردهای.
معذوری اگر قدر گرفتاری ندانیپروانه ای از پای چراغت نپریده است
هوش مصنوعی: اگر مشکل و سختیات را درک نکنی، بدان که چیزی از احساسات و آرزوهایت کم نشده و هنوز هم میتوانی به راحتی ادامه دهی.
حق بر طرف توست در آزردن صائبسر رشته پیمان تو هرگز نبریده است
هوش مصنوعی: حق با توست که در آزردن من هیچ تردیدی نداری و تو هرگز از رشته عهد و پیمانی که داریم، جدا نشدهای.