غزل شمارهٔ ۴۰۵۶
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی زیبایی و عشق و دردهای ناشی از آن است. شاعر از گذر یک گل بدون خار صحبت میکند که لطافتش بر دیوارها مینشیند و تأثیرش در زمینها باقی میماند. او به سختیهای عشق اشاره میکند و اینکه گاهی عشق به آدمی خاری میزند که به آسانی نمیتواند آن را تحمل کند. در نهایت، شاعر از کسی که به او کمک میکند درخواست میکند تا قبل از آنکه کارش به پایان برسد، به فریادش برسد و به تلخیهایی که در زندگی تجربه کرده، اشاره میکند و ابراز ناتوانی از دور شدن از لذت عشق مینماید.
از کوچه ای که آن گل بی خار بگذردموج لطافت از سر دیوار بگذرد
هوش مصنوعی: هرگاه آن گل بیخار از کوچهای عبور کند، لطافت و زیبایی آن حس میشود و همچون موجی از آرامش به دیوارها میرسد.
تا حشر جای سبزه برآید ز بان شکربر هر زمین که سرو تو یک بار بگذرد
هوش مصنوعی: زمانی که روز قیامت فرا رسد و سبزهها روی زمین بروز کنند، دلیل آن لبهای شیرین و شکرین تو خواهد بود که یک بار از کنار آنها گذر کرده است.
خاری است خار عشق که بی دست وپا شودآتش اگر ز سایه آن خار بگذرد
هوش مصنوعی: عشق مانند خاری است که اگر از سایهاش عبور کنی، میتواند آتش به پا کند، حتی بدون آن که دست و پا داشته باشد.
مژگان وچشم عاشق دیرینه همندچون می شود که آبله از خار بگذرد
هوش مصنوعی: چشمان و مژگان عاشق همیشه به هم وابستهاند، مانند اینکه چگونه آبله میتواند از میان خارها عبور کند.
ای کارساز خلق به فریاد من برسزان پیشتر که کار من از کار بگذرد
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، خواهش میکنم که به داد من برسید قبل از اینکه مشکلاتم از کنترل خارج شود.
از سرگذشته اندکریمان و این زمانکو سرگذشته ای که زدستار بگذرد
هوش مصنوعی: برخی از بزرگمهران گذشته از این دنیا رفتهاند و اکنون دیگر کسی نیست که داستانی شنیدنی از آنها باقی مانده باشد.
چند از خیال گنج که خاکش به فرق بادعمرم به تلخی دهن مار بگذرد
هوش مصنوعی: چند بار باید به آرزوی ثروت و گنجی که به دنبال آن هستم فکر کنم، در حالی که زندگیام به تلخی و سختی میگذرد و هیچ خوشی در آن نیست.
قطع نظر ز نعمت فردوس مشکل استصائب چسان ز لذت دیدار بگذرد
هوش مصنوعی: از نعمتهای بهشتی که در فردوس وجود دارد، نمیتوان به سادگی چشمپوشی کرد. صائب میپرسد: چگونه میتوان از لذت دیدار کسی که دوستش داریم، صرفنظر کرد؟