غزل شمارهٔ ۴۳۱۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان درد و رنجی که از عشق و جدایی احساس میکند میپردازد. او میگوید که مانند مجنون، اختیار عاشقانهاش را به عاقلان نمیدهد و از مشکلاتی که در دلش وجود دارد، مینالد. او از دل رمیدهاش سخن میگوید که در بین آتشهای عشق، نمیتواند پیکان شوق را احساس کند. همچنین از بیجوابی زمین و دنیا در برابر خواستههایش میگوید و به تنهایی و فقدان پاسخ به احساساتش اشاره میکند. در نهایت، او از افسردگی و ناامیدیاش سخن میگوید و به این نتیجه میرسد که دیگر هیچ کس به سخن دلش گوش نمیدهد.
مجنون عنان به مردم عاقل نمی دهدموج رمیده دست به ساحل نمی دهد
هوش مصنوعی: مجنون (شخص عاشق یا دیوانه) کنترلی به آدمهای عاقل نمیدهد و نمیگذارد به ساحل نزدیک شوند. او مانند موجی که به سرعت به سمت ساحل میدوَد، رفتار میکند و نمیگذارد کسی به او نزدیک شود.
آن دل رمیده ام که درین دشت آتشینپیکان آبدار، مرا دل نمی دهد
هوش مصنوعی: دل من که در این دشت سوزان و پر خطر در حال فرار است، جرأت نمیکند به هیچ چیز وابسته شود.
موجی که پشت پای به بحر گهر زده استدامن به دست خالی ساحل نمی دهد
هوش مصنوعی: موجی که با قهر به دریا حمله میکند، به ساحل خالی دامن نمیدهد.
خونم کدام روز که از شوق تیغ تورقصی به یاد طایر بسمل نمی دهد
هوش مصنوعی: در کدام روز خون من به خاطر عشق تو، رقصی را به یاد پرندهی زخمی نمیدهد؟
در خاک، اهل شوق همان در ترددندسیلاب پشت عجز به منزل نمی دهد
هوش مصنوعی: در زمین، عاشقان همواره در حال رفت و آمد هستند و سیلابی که ناشی از ناتوانی است، نمیتواند به مقصد برسد.
تا چند ناله در جگر ریش بشکنماین خار داد آبله دل نمی دهد
هوش مصنوعی: چقدر باید در دل خود درد و ناله کنم، این زخم عمیق به من آرامش نمیدهد.
زین پیش اهل دل به سخن جان سپرده اندامروز هیچ کس به سخن دل نمی دهد
هوش مصنوعی: از گذشته اهل دل برای گفتن سخن جان خود را فدای عشق میکردند، اما امروز هیچ کس به صدای دل اهمیت نمیدهد.
زنهار حلقه بر در چرخ دنی مزنکاین سنگدل جواب به سایل نمی دهد
هوش مصنوعی: مواظب باش که به در دنیای چرخان نکوکو زنی، چون این دل سنگی به درخواستها پاسخ نمیدهد.
صائب که بارها به سخن داده است جانز افسردگی کنون به سخن دل نمی دهد
هوش مصنوعی: صائب بارها با کلامش احساساتش را بیان کرده، اما الان به خاطر افسردگیاش نمیتواند حتی با کلماتش دلش را بیرون بریزد.