غزل شمارهٔ ۴۶۵۳
هوش مصنوعی: این شعر به بیان غفلت انسانها از زندگی و گذر زمان میپردازد. شاعر به مخاطب هشدار میدهد که زندگی کوتاه است و نباید به خواب غفلت برود. او تأکید میکند که فرصتهای زندگی را باید غنیمت شمرد و از عشق و تلاش غافل نشد. همچنین، به خطرات و مشکلاتی که از بیتوجهی ناشی میشود اشاره میکند و از فرد میخواهد که با آگاهی و تلاش خود را از بند غفلت رهایی بخشد. در نهایت، یادآوری میکند که مرگ در کمین است و انسان باید قبل از آن به فکر خود و عملش باشد.
ترا درخواب غفلت رفت عمر خوش عنان آخرنکردی دست ورویی تازه زین آب روان آخر
هوش مصنوعی: عمر تو در غفلت و بیخبری سپری شد و هرگز نتوانستی از این آب زنده و جاری زندگی بهرهبرداری کنی و به خودت رسیدگی کنی.
به غفلت مگذران یکسر بهار زندگانی راچراغی برفروز ازآتش این کاروان آخر
هوش مصنوعی: زندگیات را درنگ نکن و بیتوجه نگذار، بلکه از این سفر که به پایان میرسد، روشنی بگیر و از آتش آن به روشنایی برس.
اگر از نوبهاران برگ سبزی نیست دربارترخ زردی به دست آور در ایام خزان آخر
هوش مصنوعی: اگر در بهار خبری از سبزی و طراوت نیست، سعی کن در فصل پاییز چهرهای شاداب و روشن داشته باشی.
ز شور عشق دروجدند ذرات جهان یکسراگر پایی نکوبی، آستینی بر فشان آخر
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، تمام ذرات جهان به تپش درآمدهاند. اگر پایی به سمت عشق نگذاری، دست از تلاش برنمیدارند و در نهایت نتیجه و تلاش خود را نشان خواهند داد.
نمی گویم بپرداز، آنقدر فرصت کجا داریبرآر آیینه دل یک ره از آیینه دان آخر
هوش مصنوعی: نمیگویم که همه چیز را فراموش کن، اما باید ببینی که چقدر زمان داری. یک بار به دل خودت نگاهی بینداز و حقایق را بشناس.
نمی دانی چه گرگان ای شبان بیخبرداریشمار گوسفندان کن برای امتحان آخر
هوش مصنوعی: ای شبان بیخبر! نمیدانی چه مشکلات و سختیهایی در انتظار توست. برای امتحان نهایی، تعداد گوسفندانت را بشمار تا به واقعیت پی ببری.
غرور خواجگی چشم ترا بسته است ازدزدانببین یک بار ای بیدرد عرض این دکان آخر
هوش مصنوعی: غرور و خودپسندی تو چشمانت را بسته و اجازه نمیدهد حقیقت را ببینی. یک بار به دزدان و کسانی که در این بازار فریبکاری میکنند نگاه کن، ای بیدرد. وضعیت این مکان را درک کن.
به فرصت مرگ را ای بیخبر کم کم گواراکنچو می باید کشیدن بر سر این رطل گران آخر
هوش مصنوعی: به طور آرام و به موقع به استقبال مرگ برو، زیرا مانند نوشیدن شراب، باید با سادگی و بدون دغدغه از آن بهرهبرداری کرد، مانند وزنی که بر دوش میکشی تا به پایان برسانی.
سر آمد درغم سود و زیان سرمایه عمرتغم سرمایه خور، تا چند از سود و زیان آخر؟
هوش مصنوعی: عمر تو به پایان رسیده و دیگر به فکر منافع و ضررها نباش. به جای نگرانی از سود و زیان، بر روی لذتهای زندگی تمرکز کن، زیرا در نهایت، این نگرانیها چه فایدهای دارند؟
تو کز اندیشه نان بر نمی آیی به مردن هملحد خواهد ترا گشتن تنور از فکر نان آخر
هوش مصنوعی: تو که با فکر نان و معیشت خود درگیر هستی، حتی اگر بمیرانی، باز هم در زمین به خاک میروی و در نهایت، تفکر درباره نان و زندگی، تو را به خاک میسپرند.
زآه خود مشو نومید اگر صدق طلب داریکه تیر راست خواهد خوردروزی برنشان آخر
هوش مصنوعی: از ناله و آه خود ناامید نشو اگر واقعا دنبال حقیقت هستی، چون تیر درست و راست روزی به هدف خواهد رسید.
به فکر آشیان آرایی افتادی، نمی دانیکه ماری می شود هر خاروخس زین آشیان آخر
هوش مصنوعی: شما در حال تدارک و زمینی کردن مکان مناسبی برای زندگی هستید، اما نمیدانید که ممکن است مشکلات و خطراتی در این مسیر وجود داشته باشد که بعداً شما را اذیت کند.
به خواب غفلت از دامان شبهادست می دارینمی دانی که خواهد دستگیرت شد همان آخر
هوش مصنوعی: در خواب غفلت و بیتوجهی به شب دست میزنی و نمیدانی که در نهایت به دام میافتی و گرفتار خواهی شد.
مراد خویش از خاک مراد خاکساری جوکه یابد هرچه خواهد هرکسی زین آستان آخر
هوش مصنوعی: هر کسی که به humble nature (خاکساری) برگردد و با تواضع زندگی کند، میتواند به خواستهها و آروزهای خود برسد. در این راستا، هر فردی با توجه به نیازهایش از این دروازه بهرهمند خواهد شد.
به خون غلطان شکاری چند، تازه بر کمان داریچو می دانی که خواهی حلقه گردید این کمان آخر
هوش مصنوعی: اگر میدانی که روزی گرفتار خواهی شد و در دام مشکلات خواهی افتاد، چرا همچنان با خوشحالی و بیخیالی به شکار و شادی مشغول هستی، در حالی که بهای اشتباهاتت را با خون و رنج میپردازی؟
اگر در کعبه نتوانی رسیدن از گرانجانیمده از دست صائب دامن سنگ نشان آخر
هوش مصنوعی: اگر نتوانی به کعبه برسی، ناامید نشو و از تلاش دست نکش. در نهایت، نشانهای از عشق و ارادت را همیشه در دلت نگهدار.