غزل شمارهٔ ۴۶۹۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره عواطف و احساسات عمیق انسانی است. شاعر از «صفای یار» و «گلی» یاد میکند که قابل دستیابی نیستند و به نوعی از ناکامی در عشق و آرزوها اشاره میکند. او از شکایتهایش در مورد زلف یار و زیبایی او سخن میگوید و اینکه نمیتواند این احساسات را به کلام بیاورد. همچنین به حسرت و درد ناشی از خواستههای برآورده نشده، مانند لبانی که به تشنگان نمیرسد، پرداخته است. شاعر از جنون و ناامیدی خود سخن میگوید که به خاطر تداوم این احساسات، نتوانسته آرامش یابد. در نهایت، او بر زخمهای ناشی از عشق و حسرت تاکید میکند و بیان میکند که این حال و احوال باقی خواهد ماند.
صفای یار به دیدن نمی شود آخرگلی است این که به چیدن نمی شود آخر
هوش مصنوعی: دوستی و زیبایی که در دیدار یار وجود دارد، در واقع همچون گلی است که نمیتوان آن را چید. در نهایت، این لحظهها از دست میروند و نمیتوان دوباره آنها را به دست آورد.
شکایتی که ز زلف دراز اوست مرابه گفتن و به شنید ن نمی شود آخر
هوش مصنوعی: شکایتی که بابت زلف بلند او دارم، نه میتوانم آن را بیان کنم و نه میتوانم بشنوم.
فغان که سیب زنخدان یار راآبی استکه چون گهر به چکیدن نمی شود آخر
هوش مصنوعی: افسوس که زیبایی گیسوی یار مانند آب است که نمیتواند مانند دانههای مروارید پایانی داشته باشد.
چرا لبت به جگر تشنگان نمی جوشد؟عقیق چون به مکیدن نمی شود آخر
هوش مصنوعی: چرا زبانت به نالههای تشنگان پاسخ نمیدهد؟ آیا عقیق نمیتواند با مکیدن، طعم شیرین تری را برساند؟
مگر به لطف خموشم کنی، وگر نه چو شمعزبان من به بریدن نمی شود آخر
هوش مصنوعی: اگر به محض یک رفتار محبتآمیز از تو، سکوتی خواهم داشت، وگرنه مانند شمعی که در حال ذوب شدن است، زبانم هرگز نمیتواند خاموش بماند.
فلک زگردش خود ماندگی نمی داندجنون من به دویدن نمی شود آخر
هوش مصنوعی: آسمان از چرخش خود خبر ندارد و نمیداند که دیوانگی من به حدی است که دیگر نمیتوانم آرام بگیرم.
به آستین نتوان پاک کرد چشم مراگلاب من به کشیدن نمی شود آخر
هوش مصنوعی: چشم من نمیتواند با آستین پاک شود، زیرا گلابی که در آن دارم، نمیتواند به راحتی کشیده شود.
چه سود ازین که به دریا رسید سیلابم ؟چو شوق من به رسیدن نمی شود آخر
هوش مصنوعی: چه فایده دارد که سیلاب من به دریا برسد؟ وقتی که آرزوی من برای رسیدن به هدفم هرگز تحقق پیدا نمیکند.
چنان گزیده زوضع جهان شدم صائبکه وحشتم به رمیدن نمی شود آخر
هوش مصنوعی: به شدت تحت تاثیر شرایط و اوضاع این دنیا قرار گرفتهام، طوری که دیگر ترسی از فرار کردن ندارم.