غزل شمارهٔ ۴۷۵۱
هوش مصنوعی: این شعر به غم و اندوه دوری از وطن و عزیزان اشاره دارد. شاعر به تلخی و سختی زندگی در وطن دور و غم غربت پرداخته و این حس را با تصاویری از طبیعت و نوشیدن آب کوثر مقایسه کرده است. او همچنین به زوال و فقدان در زندگی اشاره میکند، و بیان میکند که حتی اگر فردی در دوری از وطن نیز موفق باشد، باز هم حس انزوا و جدایی از عزیزانش وجود دارد. در نهایت، شاعر بر اهمیت دوستیها و ارتباطات قدیمی تأکید میکند و نشان میدهد که این روابط نمیتوانند از دل دور شوند.
هر چند ترا دیده بدکرد زمن دوردرکنج قفس نیست زگل مرغ چمن دور
هوش مصنوعی: با این که تو از من بد دیدهای، اما من را دور نکن. در کنج قفس، حتی پرندهای که در باغ است، دور نیست.
با تلخی غربت چه کند مصرشکرخیز؟از بهرعزیزی نتوان شدزوطن دور
هوش مصنوعی: با تلخی دوری و غربت چه کار میتواند کرد؟ برای عزیزش نمیتواند از وطن دور شود.
درکوثر اگرغوطه زند تشنه برآیدهرسوخته جانی که شد ازچاه ذقن دور
هوش مصنوعی: اگر کسی در کوثر، که آب حیات است، غوطهور شود، حتماً با تشنگی بیرون میآید. این به این معناست که هرکس دلتنگ و پریشانحال باشد و از دوری و جدایی رنج ببرد، هرگز نمیتواند به آرامش کامل دست یابد.
درخانه نشینی نتوان نام برآوردگمنام عقیقی که نگرددزوطن دور
هوش مصنوعی: اگر در خانه بمانی، نمیتوانی به معروفیت دست پیدا کنی. عقیقی که دور از وطن خود زندگی کند، هرگز شناخته نخواهد شد.
گر مورکند تکیه گه از دست سلیمانبسیار مدانید زاعجاز سخن دور
هوش مصنوعی: اگر موریانهای به تکیهگاه سلیمان آسیب بزند، نباید آن را نشانهای از قدرت کلام دور از دسترس او بدانید.
شد موی سرش پاک سفید از غم هجرانتانافه شد از ناف غزالان ختن دور
هوش مصنوعی: موهای سر او به خاطر غم جدایی از تو به طور کامل سفید شده است، و او از نازکایی و زیبایی دختران ختن دور افتاده است.
خوردند به کف آب زچاه اهل توکلبرتشنه ما آب شد از دلو رسن دور
هوش مصنوعی: آب را از چاه برداشتند و کسانی که به توکل بر تو ایمان دارند، تشنه باقی ماندند و ما هم به خاطر این وضعیت، از زحمت کشیدن دست کشیدیم.
هر چند بود درته پیراهن من یارچون جامه فانوسم ازان سیم بدن دور
هوش مصنوعی: هر چند که یار من در انتهای پیراهنم حضور دارد، ولی مانند نوری که از بدنه چراغ ساطع میشود، از من دور است.
صائب زنظر بازی این تازه جواناناز دل نشود دوستی یارکهن دور
هوش مصنوعی: این جوانان تازهنفس فقط به ظاهر و نمایندگی علاقهمندند و دوستیهای عمیق و قدیمی را فراموش کردهاند.