غزل شمارهٔ ۴۸۱۶
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع لذتهای زندگی و زیباییهای دنیا پرداخته شده است. شاعر به خواننده میگوید که در زمانی که هنوز در دست خود چیزی هست، باید از شراب و خوشیها بهرهمند شود. او از زیباییهای طبیعت، مانند باغ و رنگها، صحبت میکند و به ارزش هر لحظه اشاره میکند. همچنین به ناپایداری و زودگذر بودن زندگی اشاره شده و تأکید میشود که حتی در میان سختیها و دردها باید به دنبال لذت و شادی بود. در نهایت، شاعر دعوت به نوشیدن از شراب عشق و شادابی میکند و به این ترتیب از تضاد میان زیبایی و تلخی زندگی سخن میگوید.
تا دست دست توست میی در ایاغ ریزبر هر زمین که رسی رنگ باغ ریز
هوش مصنوعی: تا زمانی که دستانت در دست است، شرابی در جام بریز. بر هر زمینی که میرسی، رنگ و بوی بهشت را پراکنده کن.
جام جم و سفال، گل یک حدیقه اندمانند شیشه می به لب هر ایاغ ریز
هوش مصنوعی: جام جم و سفال، دو نمونه زیبا از هنر و فرهنگ هستند که در یک باغ یا بهشت نمادین قرار دارند. مانند شیشهای که مِی را در هر لیوان میریزد، این دو نمونه نیز نشاندهنده زیبایی و لطافت هستند.
زان باده ای که ریگ روان تردماغ ازوستیک قطره درپیاله این بیدماغ ریز
هوش مصنوعی: از آن شرابی که در آن روانی ریگ و ذرات ریز وجود دارد، فقط یک قطره در پیاله این بیدیدگاه بریز.
ذوق کدام باده به خوش دشمن است؟تا عندلیب مست شود خون زاغ ریز
هوش مصنوعی: کدام لذت شراب به اندازهای شیرین است که باعث خوشحالی دشمن باشد؟ تا وقتی که بلبل مست شود و خون زاغ بر زمین بریزد.
بلبل برای چیست خس و خار آشیان؟مشتی به چشم رخنه دیوار باغ ریز
هوش مصنوعی: بلبل به چه دلیل در میان خار و خس زندگی کند؟ تنها یک دست به چشم، از درز دیوار باغ بینداز.
دستت اگر به سوده الماس می رسددرآستین زخم و گریبان داغ ریز
هوش مصنوعی: اگر دستت به چیزهای ارزشمند و گرانبها میرسد، در عوض ممکن است آسیبها و زخمهای عاطفی و دردهای فراوانی را هم تحمل کرده باشی.
صائب بکش ز میکده عشق ساغریته جرعه نشاط به رخسار باغ ریز
هوش مصنوعی: صائب، از میکده عشق، جامی از شراب بکش و جرعهای از نشاط را بر چهره باغ بریز.