غزل شمارهٔ ۴۸۱۷
هوش مصنوعی: غزلی از شاعر با مضامین عاطفی و اجتماعی است که به اهمیت احترام به ادب و فرهنگ اشاره دارد. شاعر از شنونده میخواهد که در تلاش برای رسیدن به خواستهها و آرزوهایش، ارزشهای انسانی و هنر را زیر پا نگذارد. دقت به عزت و آبرو در روابط با دیگران و محافظت از حیثیت خود و دیگران نیز مورد تأکید قرار گرفته است. همچنین، شاعر به زندگی فقیران و دردهای آنان اشاره کرده و از ملامت کردن آنها خودداری میکند. در نهایت، به وفای خود نسبت به دوستان و ارزشگذاری به جان و احساسات دیگران دعوت میکند.
چون شمع اشک در طلب مدعا مریزنقد حیات خود چو شرر برهوا مریز
هوش مصنوعی: چون شمع، اشک را در جستجوی خواستهات نریز، زندگیات را مانند جرقهای در هوا هدر نکن.
بی عزتی به اهل سخن مایه غم استزنهار خرده های قلم زیر پا مریز
هوش مصنوعی: بی احترامی به اهل علم و ادب، موجب اندوه و ناراحتی است. پس مراقب باش که تکههای قلم و آثار بزرگان را زیر پا نگذاری و به آنها توهین نکنی.
باید اگر به مردم بیگانه جان فشاندزنهار آبرو به درآشنا مریز
هوش مصنوعی: اگر قرار است به دیگران کمک کنی و جان خود را برایشان فدای کنی، پس مواظب باش که آبرو و اعتبارت را پیش آشناها و نزدیکانت نبری.
آتش تمیز خارو خس از گل نمی کندای ساده لوح گل به گریبان ما مریز
هوش مصنوعی: آتش پاکی و صفا، به علف و کاه آسیب نمیزند، ای بیخبر! چرا گلرا به جان ما میریزی؟
از مفلسان زبان ملامت کشیده دارزنهار خون ماهی بی فلس را مریز
هوش مصنوعی: از افراد بیچیز و بیپول که به خاطر مشکلات خود دیگران را سرزنش میکنند، دوری کن و به خاطر آنها کار ناپسند نکن، چرا که مانند ماهی بدون فلس، ضعیف و آسیبپذیر هستند.
صائب گذشت از دو جهان در وفای توخونش به خاک راه به تیغ جفا مریز
هوش مصنوعی: صائب با وفاداری به تو، از هر دو دنیا گذشت و خونش بر خاک افتاد، پس دیگر به او ظلم نکن و با ظلم و ستم به او آسیب نزن.