غزل شمارهٔ ۵۰۴۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دل و جان میخواهد که از دنیای دیگران خبر داشته باشد و به آرامش و معنای عمیقتری در زندگی دست یابد. او به دل یادآوری میکند که حتی در وضعیتهای سخت و دردناک، باید به دنبال نشانههایی از عشق و دوستی باشد. شاعر اشاره میکند که خبر از جداییها و دشواریهای زندگی نمیتواند اعتماد کامل به نفس را به همراه داشته باشد و از مخاطب میخواهد که به دنبال اخبار خوب و دلپذیر باشد. او به عشق و پیوندهای انسانی و همچنین به بیاعتباری دشمنان اشاره میکند و تأکید دارد که باید از زیباییها و شادیهای زندگی غافل نشد. نهایتاً، شاعر به یادآوری اهمیت خبرگیری از زندگی و ارتباطات انسانی میپردازد.
ای دل ازان جهان خبری می گرفته باشزآرامگاه جان خبری می گرفته باش
هوش مصنوعی: ای دل، از آن دنیای دیگر آگاهی پیدا کن و از آرامش جانت باخبر باش.
تا کی روی چو تیر هوایی به هر طرف؟گاهی هم از نشان خبری می گرفته باش
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی با چهرهای همچون تیر، به هر سو نگاه کنی؟ گاهی هم ممکن است از نشانهای خبری دریافت کرده باشی.
درعالم خودی خبر دلپذیر نیستاز خویش رفتگان خبری می گرفته باش
هوش مصنوعی: در دنیای خود، خبری خوشایند وجود ندارد؛ شاید از افرادی که از خود رفتهاند، خبری به دست آوردهای.
بر پاسبانی سگ نفس اعتماد نیستازگله، ای شبان خبری می گرفته باش
هوش مصنوعی: در برابر خطرات و عدم اعتماد به نفس در نگهبانی، ای شبان، بهتر است که از وضعیت گوسفندانت آگاه باشی.
از خار راه آبله پایان کوی عشقای برق خوش عنان خبری می گرفته باش
هوش مصنوعی: ای عشق، در مسیر پر درد و رنجی که طی میکنم، ای نورانیترین وجود، لطفاً خبری از حال و روز من برسان.
از پا شکستگان که به دنبال مانده اندای میر کاروان خبری می گرفته باش
هوش مصنوعی: ای سرپرست کاروان، کسانی که از پا درآمدهاند و به عقب افتادهاند، چه خبری از آنها داری؟
این یک دو هفته ای که ترا هست خرده ایای گل ز بلبلان خبری می گرفته باش
هوش مصنوعی: در این دو هفتهای که با تو هستم، ای گل، کمی از بلبلها خبر بگیر.
ای ماه مصر چون به عزیزی رسیده ایزان پیر ناتوان خبری می گرفته باش
هوش مصنوعی: ای ماه مصر، چون به دست عزیزی رسیدهای، احتمالا از حال آن پیر ناتوان خبری گرفتهای.
گاهی ز دوستان خود ای نور چشم منکوری دشمنان خبری می گرفته باش
هوش مصنوعی: هر از گاهی ممکن است از دوستانت که مانند نور چشمم هستی، خبری در مورد دشمنانم بگیری.
تا برخوری ز ساغر خورشید سالهاای ماه ازکتان خبری می گرفته باش
هوش مصنوعی: ای ماه، تا زمانی که سالها از ساغر خورشید مینوشی، شاید خبری از پارچههای کتانی که بر تن داری، به گوشت برسد.
زان کس که مرده نفس روح بخش توستای عیسی زمان خبری می گرفته باش
هوش مصنوعی: از کسی که با وجود مرگش، روح و زندگی را به تو میبخشد، ای عیسی، باید در این زمان با خبر باشی.
در گرد بی نشان نرسد گرچه جستجوصائب ازان دهان خبری می گرفته باش
هوش مصنوعی: اگرچه در جستجوی بیخبران هستی، اما ممکن است هرگز به نتیجه نرسی، حتی اگر از زبان آنان خبرهایی بشنوی.