غزل شمارهٔ ۵۱۱۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره نارضایتی از نقصهای یک کتاب و تفاوتهای دانش انسانهاست. شاعر به اشتباهات موجود در کتاب اشاره میکند و میگوید که هر کس بر اساس دانش خود، خطاهایی به آن اضافه کرده است. همچنین به امیدها و وعدههای ناراستی که به دل بسته، اشاره میکند و نسبت به پرسشها و جوابهای ناقص تذکر میدهد. در نهایت، شاعر به زیباییهای ناپایدار و پژمردهای که مانند گل از دل او افتادهاند، اشاره میکند.
پرست دفتر افلاک از حساب غلطبدار دست ز اصلاح این کتاب غلط
هوش مصنوعی: در آسمانها و در کارنامهها، چیزهای نادرست و ایرادهایی وجود دارد. بهتر است از تلاش برای درست کردن این اشتباهات دست برداریم.
نه انجم است، که هر کس به قدر دانش خودنهاده نقطه سهوی بر این کتاب غلط
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در این کتاب، هیچ ستارهای وجود ندارد که هر کس با توجه به دانش خود، خطای کوچکی را درج کند. یعنی خطاها و نقصهای موجود در این کتاب نتیجهی ناآگاهی یا کمدانشی افرادی است که به آن پرداختهاند.
به وعده های تو دل بسته ام، چه ساده دلمکه آب خضر طمع دارم از سراب غلط
هوش مصنوعی: دل به وعدههای تو سپردهام و چه سادهلوح هستم که گمان میکنم میتوانم از یک سراب بیفایده آب حیات را بیابم.
تو هر قدر که دلت می کشد سؤال بکنکه چرخ سفله کریم است در جواب غلط
هوش مصنوعی: هرچقدر که دلت میخواهد سؤال کن، زیرا دنیا به نوعی است که حتی اگر جواب اشتباهی هم بگیری، باز هم با بزرگواری پاسخ میدهد.
گشود صفحه دیوان خود مگر صائب؟که گل ز طاق دل افتاد چون کتاب غلط
هوش مصنوعی: صائب به شکلی استعاری اشاره میکند که او صفحهای از دیوان شعرش را باز کرده است. در این میان، او میبیند که مانند یک کتاب نادرست، گلها (احساسات و زیباییها) از قلبش افتادهاند و حالتی نامطلوب پیدا کردهاند. به نوعی، بیانگر این است که زیباییها و احساسات در دل او به هم ریخته و در جایی نادرست قرار گرفتهاند، و این نشاندهنده نوعی ناامیدی یا شکست در زندگی عاطفیاش است.