غزل شمارهٔ ۵۱۳۵
هوش مصنوعی: این شعر احساس رضایت شاعر را از داشتههایش نشان میدهد. او به زیباییهایی چون خط، باده، و نگاه معشوق اشاره میکند و احساس خوشحالی و قناعت خود را بیان میکند. شاعر به زیبایی نگاه میکند و از نعمتها و عشق لذت میبرد، حتی اگر در زندگی چیزهای بیشتری نداشته باشد. او خودش را در برابر زیباییها و هنر به عنوان یک فرد ساده و بیسواد میبیند که از دلخوشیهای کوچک راضی است و در عین حال نالههایی از دل نیز دارد.
به خط ازان رخ چون برگ لاله ام قانعز صاف باده به درد پیاله ام قانع
هوش مصنوعی: من از زیبایی روی تو مثل برگ لاله راضیام، و از زلال شراب در دل پیالهام هم راضیام.
خوشم به یک نگه دور از سیه چشمانبه بوی مشک ز ناف غزاله ام قانع
هوش مصنوعی: من از یک نگاه معصوم و دلربا خوشحال میشوم؛ حتی اگر در برابر چشمان تیره و غمگینی باشم، بوی مشک از ناف گل را هم کافی میدانم.
به خط مرا نظر از روی ساده بیشتر ستز حسن ماه جبینان به هاله ام قانع
هوش مصنوعی: نگاه تو به خط من، با سادگیاش، از زیبایی ماه و چهرههای زیبا هم بیشتر است و من تنها به هالهای از زیبایی قناعت کردهام.
وبال گردن مینا نمی شود دستمز می به گردش چشم پیاله ام قانع
هوش مصنوعی: دست من نمیتواند به مینا آسیبی بزند، زیرا من از شراب در چشمهای پیالهام راضی هستم.
اگر چه ماه تمامم، ز هفت خوان سپهربه خوردن دل خود از نواله ام قانع
هوش مصنوعی: هرچند که من درخشندهترین و کاملترین هستم، اما از دنیای پر از چالشها و مشکلات، دلخوشی خود را از چیزهای کوچک و سادهای که به من میرسد، به دست میآورم.
درین دبستان آن طفل بیسوادم منکه با شمار ورق از رساله ام قانع
هوش مصنوعی: من در این مدرسه مثل یک کودک بیسواد هستم که فقط با شمارش ورقهای کتاب راضی هستم و چیز زیادی نمیدانم.
درین ریاض من آن عندلیب دلگیرمکه از بهار به فریاد و ناله ام قانع
هوش مصنوعی: در این باغی که هستم، من آن بلبل ناراحت هستم که از فصل بهار فقط به ناله و زاری ام راضی است.
ز برگ عیش به لخت جگر خوشم صائببه خون ز نعمت الوان چو لاله ام قانع
هوش مصنوعی: از خوشیهای زندگی لذت میبرم و به رغم دردهای قلبیام، از نعمتهای گوناگون راضی و قانع هستم. مانند گل لاله که با زیباییاش در میان سختیها میدرخشد.