غزل شمارهٔ ۵۱۳۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از قناعت و راضی بودن به حداقلها سخن میگوید. او به مخاطب توصیه میکند که از ظاهر و سطحی بودن قضاوت نکند و به آرامش درون و رضایت از آنچه دارد برسد. او به تصویر کشیدن زندگی و نعمتها پرداخته و به کمبودها و سختیهای زندگی اشاره میکند، اما در نهایت بر اهمیت قناعت تأکید کرده و میگوید که تنها با رضایت از آنچه در دست داریم، میتوانیم آرامش حقیقی را بیابیم. شاعر همچنین به زیباییهای زندگی و تجربیات تلخ و شیرین آن اشاره میکند، و به این نتیجه میرسد که اگرچه زندگی سختیهایی دارد، اما باید به قناعت و راضی بودن از شرایط موجود دل خوش کرد.
مشو به دیدن خشک از سمنبران قانعمشو ز خوان سلیمان به استخوان قانع
هوش مصنوعی: به دیدن ظاهر خشک و بیبرکت از سمنبران اکتفا نکن و از غذای سلیمان فقط به استخوان راضی نباش.
چو غنچه دوخته ام کیسه ها به خرده گلبه برگ سبز شوم چون زباغبان قانع ؟
هوش مصنوعی: من مانند یک غنچه، کیسههایم را پر از گلهای ریز کردهام. آیا میتوانم به سادگی و با رضایت خاطر مانند باغبانی بشوم که از زیباییهای باغش راضی است؟
حلال باد به یعقوب بوی پیراهنکه من ز دور به گردم زکاروان قانع
هوش مصنوعی: به یعقوب، بوی پیراهنش را خوش میگویم که من از دور به کاروان راضی و قانع هستم.
خطا چگونه شودتیر من،که گردیمز صید خویش به خمیازه چون کمان قانع
هوش مصنوعی: چطور ممکن است تیر من به خطا برود، در حالی که وقتی خواب آلود میشوم، همچون کمان احساس آرامش میکنم و از شکار خود دور میشوم؟
مرا ز خویش درین آسیا چوباری نیستشدم به گردش خشکی زآسمان قانع
هوش مصنوعی: در دنیای پر از مشکلات و چالشها، احساس میکنم که هیچ چیزی از خودم در این جا ندارم. با وجود سختیها و خشکسالیهایی که در زندگیام تجربه میکنم، به شرایط موجود رضایت دادهام.
خوش است لقمه که چشمی نباشد از پی آنبه خوردن دل خود گشته ام ازان قانع
هوش مصنوعی: خوردن لقمهای که کسی آن را تماشا نکند و نگران آن نباشی، لذتبخش است. من از همین لقمه قانع شدهام و دل خود را براساس آن راضی نگاه داشتهام.
ز بوسه صلح به پیغام خشک نتوان کردبه نیم جان نشوم زان جهان جان قانع
هوش مصنوعی: از بوسه صلح نمیتوان پیام خشکی را ارسال کرد؛ من از آن دنیا به خاطر جان نیمهجانم راضی نمیشوم.
همان ز رهگذر رزق می کشم سختیاگر چه من چو همایم به استخوان قانع
هوش مصنوعی: از مسیر و راهی که منابع روزی را میآورند، سختیها را تحمل میکنم، هر چند که من مانند پرندهای بزرگ و آزاد از نظر روحی به حد کافی راضی و قانع هستم.
به یک دو کف نتوان سیر شد زآب حیاتبه یک دو زخم زتیغش شوم چسان قانع؟
هوش مصنوعی: انسان نمیتواند تنها با یک یا دو جرعه از آب حیات سیراب شود و به همین دلیل نمیتوانم با یک یا دو زخم از تیغش راضی شوم.
ز زخم خار شود امن بلبلی صائبکه شد به رخنه دیوار گلستان قانع
هوش مصنوعی: از درد و رنجی که میبینیم، ممکن است به آرامشی برسیم. برای بلبلی که در مقابل دیوار باغ گل بخواهد، همین که بتواند به یک نقطه اکتفا کند، کافی است.