غزل شمارهٔ ۵۷۱۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حالت اندوه و ناامیدی خود اشاره میکند. او از خاطرات تلخ و آرزوهای ناپسندش میگوید و به وعدههای خلافی که در زندگیاش داده شده، اشاره دارد. با این که به پایان زندگی نزدیک میشود، همچنان دلتنگ آرزوهای زیبا و احساسات عمیق است. او از بیفایده بودن تلاشهایش برای به دست آوردن عشق و وصال سخن میگوید و در نهایت، به گرسنگی عاطفی خود اشاره دارد که هیچ گاه سیر نشده است. شاعر در کل، احساس تنهایی و دل شکستگی عمیقش را از ناکامیها و نرسیدن به خواستهها بیان میکند.
ز خال روز سیاهی که داشتم دارمز زلف رشته آهی که داشتم دارم
هوش مصنوعی: به خاطر لکههای تاریکی که در روزگارم داشتم، هنوز هم از زلف و رشتهای که به یاد دارم، حسرت میخورم.
رسید اگر چه به پایان چو شمع هستی منز اشک و آه سپاهی که داشتم دارم
هوش مصنوعی: اگرچه زندگیام به پایان رسیده مانند شمعی که خاموش میشود، اما همچنان از درد و اندوهی که داشتم، سربازانی را در دل خود حس میکنم.
تو داد وعده خلافی بده به خاطر جمعکه من همان سر راهی که داشتم دارم
هوش مصنوعی: تو قولی به من بده که به خاطر دیگران تغییر نکن و در همان مسیری که همیشه بودهای ادامه بده.
درین بهار که یک سبزه زیر سنگ نماندز زیر بال پناهی که داشتم دارم
هوش مصنوعی: در این بهار، همگی سبزهها نابود شدند و دیگر چیز سبزی زیر سنگها نمانده است. من نیز در پناهی که قبلاً داشتم، هنوز در این وضعیت باقیام.
چه سود ازین که سرم چون حباب رفت به بادز فکر پوچ کلاهی که داشتم دارم
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که سرم مانند یک حباب به هوا برود، در حالی که فقط به خاطر یک فکر بیفایده، کلاهی که داشتم را از دست دادهام؟
به وصل گمشده خود رسید هر بی چشممنم که چشم به راهی که داشتم دارم
هوش مصنوعی: من به وصالی که مدتها دنبالش بودم، باوجود اینکه هیچ امیدی نداشتهام، رسیدم. من هنوز همچنان در انتظار آن راهی هستم که همیشه در ذهنم بوده است.
ز خرمن است چه حاصل دل حریص مراکه چشم بر پر کاهی که داشتم دارم
هوش مصنوعی: حاصل دل طمعکار من از انباشته شده، چه فایدهای دارد وقتی که هنوز به دانهای که قبلاً داشتم چشم دوختهام؟
به رو اگر چه گناه مرا نیاوردندز انفعال گناهی که داشتم دارم
هوش مصنوعی: اگرچه به زبان نیاوردند که چه گناهی کردهام، اما من هنوز از زشتی این گناه رنج میبرم.
ز خوان وصل نشد سیر دیده ام صائبگرسنه چشم نگاهی که داشتم دارم
هوش مصنوعی: من از پیوستگی با معشوق سیر نشدهام و هنوز چشمم به راه نگاهی است که قبلاً داشتم، گویی هنوز گرسنهام.