غزل شمارهٔ ۵۸۸۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر بیان میکند که به خاطر عشق و محبتی عمیق، از دنیا و حوادث آن دور است. او به صبر و تحمل خود اشاره میکند و خود را مانند خضر (پیامبر) تشنه آب زندگی میداند. در حالی که دیوانهوار به زلف یار خود وابسته است، به هیچ چیز دیگری توجه ندارد. شاعر از احساسات درونی و بیتابی خود حرف میزند و میگوید که باوجود مشکلات، همچنان در جستجوی آرامش و سایهای از قناعت است. او با تصاویری از گل و بوستان، سادگی و بیخبری از دنیا را به تصویر میکشد و اظهار میکند که زندگیاش بدون یاد خدا بیمعناست. در نهایت، او به صلح و آرامش درونی دست یافته و از زندگی خود حسابی نمیکند.
با شوخ دیدگان هوس آشنا نیمچون عقده حباب اسیر هوا نیم
هوش مصنوعی: من با آن چشمان شیطنتآمیز و هوسانگیز آشنا نیستم، زیرا مانند حبابی هستم که در برابر باد اسیر و گرفتار شدهام.
دنبال بیقراری دل سر نهاده امچون کاروان ریگ پی رهنما نیم
هوش مصنوعی: من از بیقراری دل خود پیروی میکنم، مانند کاروانی که در بیابان به دنبال راهنمایی میگردد و در تلاش است تا راه خود را پیدا کند.
دارم عقیق صبر به زیر زبان خویشمانند خضر تشنه آب بقا نیم
هوش مصنوعی: من در زیر زبانم سنگی از صبر دارم، مانند خضر که در جستجوی آب حیات است.
دیوانه ام ولیک بغیر از دو زلف یاردیگر به هیچ سلسله ای آشنا نیم
هوش مصنوعی: من دیوانهام، اما فقط به دو زلف یار آشنا هستم و به هیچ چیز دیگر وابسته نیستم.
اصلاح هیچ شمع پریشان نمی کنمایمن ز تیغ بازی صبح جزا نیم
هوش مصنوعی: من هیچ اصلاحی در وضعیت ناخوشایند و آشفتهام انجام نمیدهم و از عواقب و نتایج روز آخرت نیز در امان نیستم.
دارم چو غنچه دست تصرف در آستیندر بوستان گسسته عنان چون صبا نیم
هوش مصنوعی: من مثل یک غنچه هستم که در بوستان، دستم را به سمت آستین خود دراز کردهام و به آرامی در حال حرکت هستم، درست مانند نسیمی که به آرامی در حال وزیدن است.
در آفتابروی قناعت نشسته امدر جستجوی سایه بال هما نیم
هوش مصنوعی: در برابر زندگی ساده و قناعتآمیز نشستهام و درپی سایهای برای آرامش و آسایش هستم.
بیطاقتی همان در فریاد می زندهر چند همچو بوی گل از گل جدا نیم
هوش مصنوعی: بیقراری به صورت ندا و فریاد خود را نشان میدهد، هرچند که مانند بوی گل که از خود گل جدا شده است، احساسات واقعیام را نمیتوانم به راحتی ابراز کنم.
هر چند آبروی حیاتم به باد رفتشرمنده غباری ازین آسیا نیم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه اعتبار و آبرویم به خطر افتاده، از اینکه بخشی از من تحت تاثیر این دنیا و مشکلاتش قرار گرفته، خجالتزدهام.
بیرون ز تنگنای سپهرست سیر منچون پست فطرتان به زمین آشنا نیم
هوش مصنوعی: سفر من خارج از محدودیتهای آسمان است و مانند انسانهای ضعیف و پست، با زمین آشنایی ندارم.
نقش (امل) ز لوح دل خویش شسته امدر ششدر تعلق چون بوریا نیم
هوش مصنوعی: من نقش آرزوها و خواستههایم را از دل خود پاک کردهام، مانند اینکه در دنیای تعلقات و وابستگیها تکهتکه شدهام و دیگر تحت تأثیر آنها نیستم.
آب حیات را به خضر باز می دهمحمال بار منت اهل سخا نیم
هوش مصنوعی: من آب حیات را به خضر میدهم، چون بار منت اهل بخشش را به دوش میکشم.
با مردم سبک نکنم دست در میانبی لنگر و سبکسر چون کهربا نیم
هوش مصنوعی: من به خاطر بیپردهگی و بیثباتی برخی افراد، خود را نخواهم آلود. نمیخواهم در معاشرت با کسانی که آرامش و ثبات ندارند، شریک شوم.
صائب حساب زندگی خود نمی کنماز عمر آن نفس که با یاد خدا نیم
هوش مصنوعی: من به حساب عمر و زندگی خود نمیرسم، چرا که هر لحظهای که با یاد خدا سپری شود، برایم ارزشمند است.