غزل شمارهٔ ۵۸۹۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر زندگی را به تصاویری از زیبایی و ناپایداری تشبیه میکند. او میگوید که زندگیاش مانند می ناب، آتش یاقوت و حبابی بر آب است. این زندگی پر از احساسات و نوسانات است و شاعر به وسعت آن اشاره میکند که چگونه درگیر غفلت و ناپایداری است. با وجود تاریکیهایی در زندگیاش، زندگی را همچنان به عنوان یک افسانه شیرین و زیبا میبیند. در نهایت، او به گذر عمر و نزدیکی به مرگ اشاره میکند و از بیپایانی حیات انسانی سخن میگوید.
روشن ز فروغ می ناب است حیاتمچون آتش یاقوت ز آب است حیاتم
هوش مصنوعی: حیات من از پرتو نوشیدن می خالص روشن شده است، مثل اینکه آتش در مجاورت یاقوت، از آب به وجود میآید.
از کسب هوا نقش بر آب است حیاتمیک چشم زدن همچو حباب است حیاتم
هوش مصنوعی: زندگی من مانند یک حباب است که در عرض یک چشم بر هم زدن از بین میرود و هر آنچه در دنیا به دست میآورم، به سختی و ناپایداری نقش و نگاری بر روی آب است.
از رعشه عنان رگ جان رفته ز دستموز قامت خم پا به رکاب است حیاتم
هوش مصنوعی: بیپناه و آسیبدیدهام، حیات من در دستانم نیست و از ترس و اضطراب، کنترل خود را از دست دادهام. در حالی که جسمم خمیده است، همچنان در پی ادامه زندگی هستم.
از شور جزا شد جگر خاک نمکسودوز جهل همان مست و خراب است حیاتم
هوش مصنوعی: به دلیل عذاب و جزای اعمالم، دل من مثل خاک نمکخورده شده و از نادانی، زندگیام به حالتی مست و خرابی درآمده است.
با آن که سیه کرده در او نامه اعمالدر حسرت ایام شباب است حیاتم
هوش مصنوعی: با اینکه نامه عمل من پر از گناهان و سیاهی است، اما هنوز زندگیام به یاد روزهای جوانیام حسرت میخورد.
مشکل که دهد فرصت برداشتن زادزین گونه که سرگرم شتاب است حیاتم
هوش مصنوعی: وقتی زندگی پر از شتاب و مشغله است، فرصتی برای اندیشه و فراهم کردن توشه برای آینده به دست نمیآید.
هر چند شوم پیر، شود غفلت من بیشافسانه شیرینی خواب است حیاتم
هوش مصنوعی: هرچند که سالها بگذرد و به پیری برسم، اما خواب غفلت من همچنان ادامه دارد و زندگیام حکایت شیرینی است که در خواب میگذرد.
از کهنگی افزون شودش مستی غفلتدر شیشه تن همچو شراب است حیاتم
هوش مصنوعی: با گذشت زمان، بیتوجهی و غفلت مانند شرابی که در شیشه گندیده است بر وجودم اثر میگذارد و باعث مستی من میشود. زندگیام تحت تأثیر این حس کهنه شدن قرار دارد.
از گریه من چون جگر سنگ نسوزد؟کز گرمی رفتار کباب است حیاتم
هوش مصنوعی: چرا قلب سنگی از گریهام نمیسوزد؟ چون زندگیام به خاطر گرمی رفتاری که دارم، مثل کباب داغ است.
از ساده دلی ریشه کند در جگر خاکهر چند که چون نقش بر آب است حیاتم
هوش مصنوعی: از سادگیام، رنج و درد در دل من ریشه دارد، هر چند که زندگیام همچون نقشی بر آب ناپایدار است.
در دیده کوته نظران گرچه بلندستکوتاهتر از مد شهاب است حیاتم
هوش مصنوعی: اگرچه نظر افراد کمنگر به زندگیام بلند و پرشکوه است، ولی در واقع عمر من از دورهی هجوم شهاب سنگها هم کوتاهتر است.
فریاد که در رفتن ازین پیکر خاکیبیتاب تر از موج سراب است حیاتم
هوش مصنوعی: فریاد میزنم که در جدایی از این بدن خاکی، زندگیام ناآرامتر از موجی در سراب است.
جایی که بود عمر خضر نقش بر آبیصائب چو شرر درچه حساب است حیاتم؟
هوش مصنوعی: در مکانی که خضر عمرش را به تصویر کشیده، مانند جرقهای بر روی آب، زندگی من چه ارزشی دارد؟