غزل شمارهٔ ۵۸۹۸
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ احوالات انسانی است که در جستجوی آرامش و رهایی از مشکلات و دشواریهاست. شاعر ابراز میدارد که توانایی فکر کردن به چیزهای دیگر را ندارد و در گیر و دار مشکلات زندگی به سر میبرد. او با ناامیدی از گمگشتگی خود سخن میگوید و اشاره میکند که در مسیر زندگی به دنبال خضر، نماد امید و رهایی، است.
شاعر احساس میکند که بیپناه است و به تنهایی نمیتواند از مبارزه با سختیها پیروز بیرون بیاید. او آرزو دارد تا به وصال نعمتها و آرزوهایش برسد و از دست کسانی که بخیل هستند دوری کند. در انتها، او امیدوار است که با کمک خداوند و با قرار گرفتن در جمع هنرمندان بتواند روزی به آرامش و سعادت دست یابد.
آن حال ندارم که به فکر دگر افتمکو قوت پا تا به خیال سفر افتم
هوش مصنوعی: من آنقدر حال و طاقت ندارم که به مسائل دیگری فکر کنم. چه راهی برایم باقی مانده است تا به سفر فکر کنم؟
من کز جگر شیر بود توشه راهمتا کی پی این قافله بیجگر افتم؟
هوش مصنوعی: من که از دل و جان قوی هستم و پر از انگیزه و انرژی، تا کی باید به دنبال این گروه و قافلهای بروم که قدرت و شجاعت ندارند؟
پرسند اگر از حاصل سرگشتگی منبرگرد سرش گردم و از پای در افتم
هوش مصنوعی: اگر از من درباره نتیجه و دستاورد سرگشتگیام بپرسند، به آنها پاسخ میدهم که دچار حیرت و شگفتی شدهام و حتی ممکن است از شدت احساس به زمین بیفتم.
چون نگسلم از خضر، که در راه توکلهر گه به عصا راه روم پیشتر افتم
هوش مصنوعی: هرگاه که از خضر جدا نشوم، در مسیر توکل و اعتماد به خدا، با هر قدم که با عصا برمیدارم، بیشتر به جلو میروم.
چون گل سر پیوند به بیگانه ندارمدر پای برآرنده خود چون ثمر افتم
هوش مصنوعی: من مانند گلی هستم که به هیچ کس دیگری وابسته نیستم و در زمان برداشت، به خودم افتخار میکنم.
آن مشت خسم در کف این قلزم خونینکز جنبش هر موج به دام دگر افتم
هوش مصنوعی: آن دست دشمن در این دریاچه خونی است که از تلاطم هر موج، من به دام دیگری گرفتار میشوم.
صد نامه حسرت کنم ارسال و ز غیرتشهباز شوم در عقب نامه برافتم
هوش مصنوعی: من صدها نامه در حسرت مینویسم و از غیرت و شجاعت خود مانند شهبازی میشوم که در پی نامهای افتادهام.
ای ابر مرا رزق جگر سوخته ای کنمپسند که در دست بخیل گهر افتم
هوش مصنوعی: ای ابر، به من آب و روزی بده تا شکسته دلم سیراب شود. نمیخواهم که به دست انسانهای بخیل و تنگنظر بیفتم و به آزار و زخم دلم دچار شوم.
صائب اگر از گوشه عزلت بدر آیمچون روزی ارباب هنر در بدر افتم
هوش مصنوعی: اگر من از گوشه تنهاییام بیرون بیایم، مثل روزی خواهد بود که هنرمندان بزرگ در مکانهای مهم حضور دارند.