غزل شمارهٔ ۶۰۸۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات و اندیشههای عاشقانه و عارفانه خود میپردازد. او از دیگران میخواهد که در شادیهای ظاهری بیوجه خود نغمهسرایی نکنند و به درد و رنج او توجه کنند. شاعر تأکید میکند که اگر چشم او به حقیقتی نرسد، عشق و دلباختگیاش را از دست ندهد. او همچنین به قدرت و خطر عشق اشاره میکند و از خدا میخواهد که او را در این مسیر یاری کند. در نهایت، او سینهاش را به عنوان جایگاه عشق و معرفت میشناسد و از دیگران میخواهد به آن احترام بگذارند.
مجلس اغیار را از خنده گلریزان مکنچشم خونبار مرا همکاسه طوفان مکن
هوش مصنوعی: من در جمع دیگران شادی نکن و آنقدر به خودم نگذار که اشکهایم مانند طوفانی شود.
چشم اگر کافر شود از کس متاع دل مگیرزلف اگر زنار بندد غارت ایمان مکن
هوش مصنوعی: اگر چشمت به حق ایمان نیاورد، نباید از کسی چیزی برای دل خود بخواهی. اگر زلف کسی به مانند زنجیر و بند درآید، نباید ایمان خود را به خطر بیندازی و غارت کنی.
ای خدا ناترس آن چاک گریبان را بپوششعله آه مرا در انجمن عریان مکن
هوش مصنوعی: ای خداوندی که از هیچ چیزی نمیترسی، لطفاً آن چاک لباسم را بپوشان تا شعله اشک من در جمع دیگران نمایان نشود.
از برای امتحان اول نمک بر داغ زنگر بنالم سوده الماس را سامان مکن
هوش مصنوعی: برای امتحان، مقداری نمک بر داغی بریز. اگر از درد شکایت کنم، نگذارید الماس به سامان برسد.
سینه صائب زیارتگاه ارباب دل استگر مسلمان زاده ای این کعبه را ویران مکن
هوش مصنوعی: دلهای عاشقان، مانند یک مکان مقدس است که در آن عشق و ارادت به معشوق پرورش مییابد. اگر تو فرزند یک سرزمین آسمانی هستی، این دل را خراب نکن و مراقب آن باش.