غزل شمارهٔ ۶۵۲۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به حالتی از عشق و جدایی اشاره میکند که در آن دل و دیدهاش از معشوق کامیاب شدهاند اما جهانش خراب شده است. او به زیبایی یار و زلف او میپردازد و از تأثیرات عشق و جنون صحبت میکند. همچنین از غفلت و خواب غفلت یاد میکند که سبب شده تا عشقش را از دست بدهد و به عصیان و طاعت خود اشاره میکند که هر دو به یک شکل ارزیابی میشوند. در پایان، شاعر از سرنوشت و حالتی که بر او اثر گذاشته، ناله میکند و به عدم توجه به نظرات دیگران اشاره میکند. در مجموع، این شعر به تضادهای عشق و تأثیر آن بر زندگی انسان میپردازد.
چو از تو دیده و دل کامیاب شد هر دومرا ازین چه که عالم خراب شد هر دو؟
هوش مصنوعی: وقتی که دیدگان و دل من از تو سیراب شدند، این برای من مهم نیست که دنیا در چه وضعیت آشفتگی به سر میبرد.
دو مصرع است دو زلف که از بیاض عارض اوکه بهر مشق جنون انتخاب شد هر دو
هوش مصنوعی: دو زلف شبیه به دو رشته مو هستند که به خاطر زیبایی و درخشش چهره او انتخاب شدهاند و این انتخاب به خاطر هدفی جنونآمیز صورت گرفته است.
فغان که جوهر شمشیر یار و موی میانیکی به کشتنم از پیچ و تاب شد هر دو
هوش مصنوعی: ای وای که هر دو عنصر مهم زندگیام، یعنی قدرت و زیبایی، به یکدیگر پیوند خوردهاند و با پیچیدگی و تلاطم، در نهایت باعث مرگم شدهاند.
مدار دست ز دامان دل که کعبه و دیرز سیل عشق مکرر خراب شد هر دو
هوش مصنوعی: دست از دل برنمیدار که عشق، مانند سیلی است که هر دو مکان مقدس یعنی کعبه و معبد را مکرراً خراب کرده است.
مرا ز دیده و دل بود چشم بیداریبه یک فسانه غفلت به خواب شد هر دو
هوش مصنوعی: من به خاطر یک داستان غافلگیرکننده، هم از دیدن و هم از احساس خود بیخبر شدم و در خواب فرو رفتم.
دریغ و درد که عصیان ما و طاعت مایکی شمرده به روز حساب شد هر دو
هوش مصنوعی: متاسفانه باید بگویم که در آخر کار، نافرمانی و اطاعت ما در روز قیامت یکسان محسوب میشود.
مکن ملاحظه از مردمان که دیده منتهی چو حلقه چشم رکاب شد هر دو
هوش مصنوعی: به دیگران توجه نکن، زیرا من که نگاه به آنها نکردهام، مانند حلقهای که به دور چشم بند شده، از دیدن بیبهرهام.
چه طرف بستم ازان روی آتشین صائب؟جز این که چشم و دل من پر آب شد هر دو
هوش مصنوعی: من چه انتظاری میتوانم از آن چهره سوزان داشته باشم؟ جز این که چشمانم و دلام پر از اشک شد.