غزل شمارهٔ ۶۶۰۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و تاثیر عمیق یک معشوق بر شاعر است. شاعر با تشبیهات زیبا به وصف چهره و زلفهای معشوق پرداخته و احساسات عاشقانهاش را بیان میکند. او از مشکلات و دردسرهای عشق میگوید و به تلاطم روحی و تنشهای درونیاش اشاره میکند. شاعر نگران است که به واسطه زیبایی معشوق، به ورطهای از عشق و شیدایی بیفتد و از گریه و درد ناشی از عشق نیز سخن میگوید. در نهایت، او به قدرت تاثیر ظاهر معشوق بر احساسات عاشقانهاش و همچنین توجه به حال دل سوختگان عشق اشاره میکند.
بر آن عذار نه زلف مشوش افتادهکه موج بر رخ صهبای بی غش افتاده
هوش مصنوعی: موی پریشان بر چهرهای زیبا افتاده که مانند موج بر سطح شرابی صاف و بینقص جریان دارد.
ترا به چشم محال است میکشان نخورندچنین که باده حسن تو بی غش افتاده
هوش مصنوعی: تو به قدری زیبا هستی که هیچ کس نمیتواند از تماشای تو دست کشد، همانطور که شراب ناب و بدون آلودگی بینقص است.
قلم ز نامه شوقم به خویش می لرزدکه نی سوار به صحرای آتش افتاده
هوش مصنوعی: قلم از شوق نوشتن نامه به محبوبم میلرزد، مانند نی که در آتش بیفتد.
ز شانه ای که به زلفت کشیده است نسیمهزار رشته جان در کشاکش افتاده
هوش مصنوعی: نسیم از شانهای که در زلفهایت میگذرد، هزار نخ جان را در هم ریخته است.
به دست باده گلگون عنان مده زنهارکه نوسواری و این اسب سرکش افتاده
هوش مصنوعی: اگر باده نوشی میکنی، حواست را جمع کن و کنترل خودت را از دست نده، زیرا اوضاع به هم ریخته است و این وضعیت میتواند برای تو دردسرساز شود.
غلط به خامه مو می کنند بی خبرانز فکر بس که دماغم مشوش افتاده
هوش مصنوعی: بیخبران در مورد من اشتباهاتی را به قلم میرانند چون ذهنم به خاطر فکرهای پراکندهام به هم ریخته است.
چگونه محو نگردی ز ساده لوحی ها؟تو طفل و خانه دنیا منقش افتاده
هوش مصنوعی: چگونه میتوانی از سادگی و بیخبریات رها شوی؟ تو همچون کودکی هستی که در دنیای پر زرق و برق زندگی میکند.
دل از نظاره آن لب چگونه سیر شود؟سفال تشنه به صهبای بی غش افتاده
هوش مصنوعی: دل چگونه میتواند از زیبایی آن لب سیراب شود؟ مانند سفالی است که به خواب یک شراب خالص و واقعی فرو رفته است.
ز دانه دل من دود تلخ می خیزدبه خرمن که دگر باز آتش افتاده؟
هوش مصنوعی: از دل من، دود تلخی برمیخیزد، گویی که در میان خرمن، دوباره آتش شعلهور شده است.
عجب که ناله عاشق شود عنانگیرتچنین که توسن ناز تو سرکش افتاده
هوش مصنوعی: عجب است که اندوه عاشق به اندازهای قوی است که تو را اینگونه تحت تأثیر قرار میدهد که سپردن این احساس، مانند ناز و سرکشی اسب تو شده است.
ز سنگ می گذرد صاف تیر مژگانشکمان ابروی او بس که پرکش افتاده
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و صاف او مانند تیر از دل سنگها میگذرد و به خاطر زیبایی کمانمانند ابروهایش، از بس که جذاب و دلرباست، دلها را به خود جلب میکند و فروریختن احساسات را به دنبال دارد.
حضور دل ز غم و درد عشق می داندسمندری که به دریای آتش افتاده
هوش مصنوعی: دل از غم و درد عشق آگاه است، مانند اسبی که به دریای آتش فرو رفته باشد.
به حال سوختگان رحم می کند صائبنگاه هر که بر آن روی مهوش افتاده
هوش مصنوعی: هر که به چهره زیبای او نگاه کند، بر حال آتشزدهها و آنهایی که در عشق میسوزند، رحم میکند.