غزل شمارهٔ ۶۹۳۵
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و رنجی میپردازد که شاعر از عشق و جدایی احساس میکند. او از دلدرد و ستیزه بین دل و عقل سخن میگوید و به معشوق خود انتقاد میکند که با زیباییاش دلها را میرباید و به احساسات دیگران بیتوجه است. شاعر اشاره میکند که معشوقش با وجود زیباییهایش، موجب ناراحتی و آسیب به دیگران میشود. او از تلخی فراق و انتظار برای دیدار معشوق مینالد و بر احساس تشنگی و نیاز به عشق خود تأکید میکند. در نهایت، به این نتیجه میرسد که بیان درد و رنجش، فایدهای ندارد و باید به دلتنگی خود ادامه دهد.
دایم ستیزه با دلافگار میکنیبا لشکر شکسته چه پیکار میکنی؟
هوش مصنوعی: تو همیشه با دل غمگین و ناراحت خود درگیر هستی، اما با چه نیرو و قدرتی میخواهی به جنگ آن بیایی در حالی که خودت ضعیف و شکستخوردهای؟
ای وای اگر به گریه خونین برون دهمخونی که در دلم تو ستمکار میکنی
هوش مصنوعی: یعنی اگر بخواهم از دل و جانم به خاطر ظلم و ستمی که تو بر من میکنی، با گریهای پر از درد و خونرنگ بیرون بریزم، وای به حال من!
با این حلاوتی که دل عالم از تو سوختاستادگی به شربت بیمار میکنی
هوش مصنوعی: با این جذابیتی که دل جهانیان را به درد آوردی، به راحتی میتوانی بیمار را با نوشیدنی شیرین تسکین بدهی.
شرمنده نیستی که به این دستگاه حسندل میبری ز مردم و انکار میکنی؟
هوش مصنوعی: آیا تو خجالت نمیکشی که با این زیبایی دلها را از مردم میزیبی و آن را انکار میکنی؟
این جلوهای که من ز تو بیباک دیدهامبر سرو، طوق فاخته زنار میکنی
هوش مصنوعی: من از زیبایی و جلوهای که از تو بدون هیچ ترسی دیدهام، مانند طوقی که به دور گردن سرو میاندازند، تو را در نظر میآورم.
یوسف به خانه روی ز بازار میکندهرگه ز خانه روی به بازار میکنی
هوش مصنوعی: یوسف از خانه به بازار میرود، اما تو هر بار که به بازار میروی، یاد خانه را از خود دور نکن.
گر بگذری به سرو و صنوبر، ز بار دلدر جلوه نخست سبکبار میکنی
هوش مصنوعی: اگر از کنار درختان سرو و صنوبر عبور کنی، در همان لحظه اول، بار سنگین دلت را سبک میکنی.
گردی کز او بلند شود آه حسرت استبر هر گل زمین که تو رفتار میکنی
هوش مصنوعی: گرد و غباری که از تو برمیخیزد، نشان از حسرتی است که بر هر گلی در زمین میبارد به خاطر رفتارت.
چشم بدت مباد، که با چشم نیمخواببر خلق ناز دولت بیدار میکنی
هوش مصنوعی: نکند که بدخواهی به تو برسد، زیرا با نگاهی خوابآلود و بیتوجه بر زیبایی و نعمتهای دنیا حریصانه تمرکز میکنی.
زین آب خوشگوار شود تشنگی زیادورنه علاج تشنه دیدار میکنی
هوش مصنوعی: این آب خوشمزه باعث تشنگی بیشتر میشود، وگرنه تنها درمان تشنگی، دیدار محبوب است.
گل بر در قفس زن و در چشم دام خاکرحمی اگر به مرغ گرفتار میکنی
هوش مصنوعی: بر روی در قفس گل بگذار و در چشمان دام رحمتی بیافرین، اگر میخواهی به پرندهای که در تنگناست کمک کنی.
یک روز اگر کند ز تو آیینه، رو نهانرحمی به حال تشنه دیدار میکنی
هوش مصنوعی: اگر یک روز آینه به تو نشان دهد که چه حالتی در دلت داری، به حالت و احساس خود دقت میکنی و درمییابی که چقدر مشتاق دیدار او هستی.
رنگ شکسته را به زبان احتیاج نیستصائب عبث چه درد خود اظهار میکنی؟
هوش مصنوعی: وقتی رنگ و حالتی خراب و آسیبدیده وجود دارد، نیازی به بیان آن با کلمات نیست. چرا بیفایده و به طور آشکار از درد خود سخن میگویی؟