غزل شمارهٔ ۶۹۹۳
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع توبه و آزادی از بندهای هواهای نفسانی میپردازد. شاعری با اشاره به پیمانهای شکسته و دنبال کردن خواستههای نفس، به عواقب این رفتارها اشاره میکند. او به فردی که به خاطر گناهان و ناپاکیها دچار ناامیدی و عذاب وجدان شده، هشدار میدهد که در نهایت، روز قیامت مسئولیت اعمال خود را خواهد داشت. در پایان، شاعر به بیداری و آگاهی از واقعیات زندگی دعوت میکند و از سرانجام نامطلوبی که بر اثر جهالت و غفلت به وجود میآید، سخن میگوید.
با دختر رز دگر نشستیپیمان خدای را شکستی
هوش مصنوعی: با دختری دیگر در کنار گل سرخ نشستی و پیمان خود را با خدا شکستی.
دنبال هوای نفس رفتیسررشته عهد را گسستی
هوش مصنوعی: تو به دنبال خواستههای نفسانی خود رفتی و از پیمان و قولی که داشتی منحرف شدی.
گر توبه ترا شکسته می بودکی توبه خویش می شکستی؟
هوش مصنوعی: اگر توبهات شکسته شده است، چرا خودت توبهات را میشکنی؟
بی وزن و سبک چو باد گشتیاز شاخ به شاخ بس که جستی
هوش مصنوعی: به آرامی و به سادگی مانند باد در حال حرکت شدی و از یک شاخه به شاخه دیگر پرش کردی، به اندازهای که به ابهت خود پی نبردی.
کردند ترا به آستین دورچون گرد به هر کجا نشستی
هوش مصنوعی: تو را در آغوش گرفتهاند و مانند گردی که در هر جایی مینشیند، به هر جا که بروی، تو را تنها نمیگذارند.
آتش به تو دست یافت آخرهر چند که چون سپند جستی
هوش مصنوعی: آتش به تو رسید در نهایت، هرچند که مانند آتشنشانها فرار کردی.
موی تو سفید گشت، بنمایباری که ازین شکوفه بستی
هوش مصنوعی: موهای تو سفید شدهاند، حالا نشان بده که چه شکوفهای به وجود آوردهای.
دامان تو روز حشر گیردخاری که به زیر پا شکستی
هوش مصنوعی: در روز قیامت، تو را به یاد خاری میاندازند که زیر پایت شکستهای.
بر شیشه آسمان زنی سنگاز جام غرور بس که مستی
هوش مصنوعی: اگر در آسمان سنگ بیندازی، تنها در واقعیت خودت را به چالش میکشی و به خاطر غرور و مستیات به خود آسیب میزنی.
دور تو به سر رسید صائبوز جهل، هنوز لای مستی
هوش مصنوعی: زمانی که دور تو سپری شد، من از ناآگاهی هنوز در حال مستی هستم.