غزل شمارهٔ ۱۳
هوش مصنوعی: شعر "عمر گیچدی" به موضوع گذر زمان و ارزش زندگی میپردازد. شاعر اشاره میکند که نمیتوان از مرگ فرار کرد و زمان همیشه در حال تغییر است. او از احساساتی چون عشق و جدایی صحبت میکند و بر اهمیت قدر دانستن لحظات زندگی تأکید دارد. همچنین بر این نکته تأکید میشود که افراد جوان باید به ارزشهای اخلاقی و معنوی توجه کنند و از اشتباهات گذشته پشیمان شوند. در نهایت، شاعر به لزوم آگاهی از حال و آینده و بهرهمندی از زندگی میپردازد و به اهمیت آشتی با خدا و توبه اشاره میکند.
عمر گیچدی، سفر اسبابینی آماده قیلینهرنه سیزدن کسه تیغ اجل اوندان کسیلین
زندگانی گذشت، اسباب سفر را آماده کنید! هرچه بر شما تیغ اجل کشد از آن بریده شوید!
قلزم عشقدن ای آیری دوشن شبنملردوشمه میشکن یولا سیلاب بهاری یغیلین
ای شبنمهایی که از دریای عشق جدا افتادید هنگامی که سیلاب بهار راف افتاد خراب شوید.
تا سیزی دور زمان ایلمیوپدور پامالگون ساری شبنم گل تک بوچمندن چکیلین
تا دور زمان شما را پامال نکرده روز روشن مانند شبنم گل از این چمن خود را کنار بکشید.
اولمایان چرخ آرا پرواز رواندن غافلبوکول ایلن قرالان گوزگولری صاف قیلین
این آینههای زنگگرفتهٔ غافل از پرواز روان میان چرخ را با این خاکستر پاک کنید.
گوگ فضاسی نه مقام پرو بال آچماقدوردانه نارکیمی بیر بیرینزه قیسیلین
فضای آسمان جای پر و بال گشودن نیست. مانند دانههای انار به همدیگر بچسبید.
گر اومارسیز که جوانبخت اولاسیز آخر عمرقوجالار قدرینی زنهار ایگیدلیکده بیلین
اگر امیدوارید که آخر عمر جوانبخت شوید در جوانی قدر پیران را زنهار بدانید.
آرتورور گرد معاصینی قورو استغفاربو زمین گیر توزینی اشک ندامتله سیلین
آمرزشِ خشک و خالی بر گَردِ گناهان میافزاید. این گرد زمینگیر را با اشک ندامت پاک کنید.
یاش قیلور خم قوجالار قامتینی طاعت سیزاگمه میشکن سیزی بو چرخ مقوس اگیلین
بیبندگی سن قامت پیران را خم میکند. هنگامی که آسمان قوسدار شما را خم کرد، خم شوید.
دوتا گر غنچه کیمی چوره نزی نشتر خارویرمیین گل کیمی الدن قدح می ایچیلین
مبادا چون غنچه از نشتر خار آسیب ببینید. همچون گل پیالهٔ می را از دست ندهید و بنوشید.
کیم که ساغر کیمی آغزین آچا سیز میناتکگوله گوله کرم ایلن اونی معمور قیلین
تنها کسی باشید که بر ساغر لب مینهد. خندهکنان با بخشندگی آن را آباد کنید.
باده نین جوشی اونون سوز کلامیندن دورصائبین قدرینی ای اهل خرابات، بیلین؟
جوش شراب از سوز کلام اوست. ای اهل خرابات، آیا قدر صائب را میدانید؟