تناجی
صائب

شمارهٔ ۴۸

سجده گاه بوسه من نقش پای او بس استدست پیچ حسرتم زلف رسای او بس است
از لب شیرین چه می خواهند خون کوهکن؟زخم دندان تأسف خونبهای او بس است