شمارهٔ ۷۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و وابستگی است. شاعر اشاره میکند که دلش در دام زلف معشوق گرفتار شده و مانند پرندهای بیپر و بال در کوچهها سرگردان است. همچنین به محدودیتهای خود اشاره میکند و میگوید در حریم کوچکی که دارد، نمیتواند سرکشی کند. در پایان، شعلهی عشق و بزمش نیز بر روی خاکساری افتاده و نشاندهندهی شدت احساسات اوست.
دل به دام زلف آن مشکین کمند افتاده استمرغ بی بال و پری در کوچه بند افتاده است
هوش مصنوعی: دل در دام زلف آن معشوق افتاده و حالتی از عشق و وابستگی دارد. به مانند پرندهای بیپر و بال که در کوچهها به دام افتاده است، بیتاب و بیحالش مانده است.
در حریم خاکساری سرکشی را بار نیستشعله این بزم در پای سپند افتاده است
هوش مصنوعی: در محیط فروتنی، نافرمانی جایگاهی ندارد، چرا که آتش این مهمانی بر زانوی درخت مقدس افتاده است.