شمارهٔ ۱۱۲
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده از احساساتی عمیق سخن میگوید که باعث شده عقل و شهود او تحت تاثیر قرار گیرد. او از زیبایی و شگفتگی گلها در طبیعت سخن میگوید و بیان میکند که دیگر نیازی به زحمت برای به دست آوردن زیباییها ندارد، زیرا خودش از طریق عشق و شهود به زیباییها دست یافته است. این احساسات و تجربیات عمیق او را به سوی تماشای زیباییهای گلزار سوق میدهد.
جوش سودا ز سرم عقل گرانبار گرفتاین چنین گل نتوان از سر دستار گرفت
هوش مصنوعی: خالی از خواهش و آرزو نیستم، اما این احساس شگفتانگیز و دلمشغولی مرا به شدت تحت تأثیر قرار داده است. حالتی که به خاطر آن نمیتوانم از حواسم به چیزهای مهم دیگر صرفنظر کنم.
چمن آرای مرا حاجت در بستن نیستجوش گل راه تماشایی گلزار گرفت
هوش مصنوعی: چمن آرای من نیازی به بسته شدن ندارد، جلوهی گلها به اندازهای زیباست که خود به خود توجهها را جلب میکند و فضای گلزار را دلربا کرده است.