شمارهٔ ۱۳۱
هوش مصنوعی: در این بیتها، شاعر بیان میکند که برای او جایی بهتر از میخانه وجود ندارد و در زندگی احساس ناامیدی و غم دارد. او به تلخی هجران اشاره میکند و میگوید که جز درد و رنجی سنگین از دوری محبوب، چیزی عایدش نمیشود. در نهایت، او به تشنگی عمیق قلبش نسبت به لبان محبوب اشاره میکند و تأکید میکند که مانند آینهای که زنگ نمیگیرد، او نیز در دوری محبوبش بیاحساس نمانده است.
جز گوشه میخانه مرا جای دگر نیستچون خم ز خرابات مرا پای سفر نیست
هوش مصنوعی: جز در میخانه، جایی ندارم که بروم. چون وقتی به خرابات میروم، دیگر جایی برای حرکت و سفر کردن ندارم.
با تلخی هجران بسرآریم که نی راجز بند گران حاصلی از قرب شکر نیست
هوش مصنوعی: با وجود تلخی جدایی زندگی میکنیم، چراکه نی، جز با بندهای سنگین، نمیتواند به نزدیکی شیرینی برسد.
چون آینه آب خضر زنگ نگیرد؟در دور عقیق لب او تشنه جگر نیست
هوش مصنوعی: چطور میتواند آینهای که نیروی خضر را نمایان میکند، زنگ بزند؟ در دور عقیق لب او، دل شیدای عشق سیراب نمیشود.