تناجی
صائب

شمارهٔ ۱۳۵

هر کس طمع روی دل از مردم خس داشتامید شکرخند گل از چاک قفس داشت
هر کس که درین دایره از ناموران شدمانند نگین چشم به دست همه کس داشت
برگشت ز لب جان به تن خسته دگربارتا روی تو آیینه مرا پیش نفس داشت