شمارهٔ ۲۷۷
هوش مصنوعی: غزل به احساسات عمیق عشق و جنون اشاره دارد. شاعر بیان میکند که عشق و جنون او از معشوق نشأت میگیرد و دلش با وجود بیدستی و پایش در این محفل نمیتواند از زیباییهای عشق غافل شود. همچنین، اشاره به زلف پریشان معشوق دارد که حاوی رازهای زیادی است و هر حرفش همچون زبانی در حال شانه کردن است. به طور کلی، غزل غرق در حسرت و زیبایی عشق است.
قضا تا نسخه کفر از خط جانانه می گیردجنون هم سر خط داغ از من دیوانه می گیرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که سرنوشت حکم کفر را از دل محبوب میگیرد، جنون نیز، دیوانهوار، در پی خطی داغ از من میگردد.
دل بی دست و پای من ازان مجلس چه گل چیندکه آتش از برون بزم در پروانه می گیرد
هوش مصنوعی: دل ناتوان من از آن محفل چه گلی میتواند بچیند، در حالی که آتش از بیرون بزم، پروانه را در میگیرد.
چه مشکل خوان خطی دارد سر زلف پریشانشکه در هر حرف او صد جا زبان شانه می گیرد!
هوش مصنوعی: مشکل این است که چنان زیبایی در زلف پریشان او وجود دارد که هر کلمهای از او به هزاران معنا اشاره میکند و مثل یک شانه در هر کلمه جا میگیرد.