شمارهٔ ۲۹۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به سختیهای درمان و دشواریهای رسیدن به خوشبختی اشاره میکند. او بیان میکند که درمان دردها آسان نیست و این طلای ناب نیز مانند دردهای بیدرمان است. همچنین، اشاره دارد که خوشبختی و دولت نمیتوانند به راحتی به دست آیند و برخی افراد (مانند اسکندر) نمیتوانند به چشمه حیات و خوشبختی دست یابند. در نهایت، شاعر میگوید که اشک و غم نمیتواند مانع زیبایی و جذابیت زندگی شود.
رهین منت درمان شدن آسان نمی باشدطلای بی غشی چون درد بی درمان نمی باشد
هوش مصنوعی: افتخار درمان شدن به سادگی به دست نمیآید؛ همانطور که طلا با خلوص و بدون ناخالصی، به ارزش واقعیاش میرسد، گاهی اوقات دردی که درمانی ندارد، ارزش آن را دوچندان میکند.
سبکسیرست دولت، بند نتوان شدن یک جاسکندر را نصیب از چشمه حیوان نمی باشد
هوش مصنوعی: دولت و نعمتهای فراوان نمیتواند همیشه به یک فرد محدود باشد. حتی سکندر بزرگ، با همه قدرتش، نمیتواند دائماً در یک مکان باقی بماند و از منابع بیپایان استفاده کند. زندگی و موفقیتها به فراز و نشیبهای زیادی وابستهاند و هیچگاه ثابت نخواهند بود.
نگردد از روانی اشک را مانع صف مژگانعنان بحر در سرپنجه مرجان نمی باشد
هوش مصنوعی: اشک و حسرتی که از دل بیرون میآید، نمیتواند مانع زیبایی و لطف چشمان من شود. همیشه زیبایی و لطافت چشما ن به مانند دریایی از احساسات است که نمیتوان آن را توسط چیزی محدود کرد.