شمارهٔ ۳۷۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و سختیهای آن است. شاعر بیان میکند که اگر نی (نماد دل) از عمق احساساتش صدایی نداشته باشد، عشاق نباید انتظاری از او داشته باشند. او به تشبیه و توصیف سوءتفاهمات و دردهایی که در عشق وجود دارد میپردازد و میگوید که هیچ چیز نمیتواند از عشق و زیبایی آن بکاهد. دل انسان اگرچه طاقت ندارد، اما زیباییهای عشق را نمیتواند فراموش کند. در نهایت، شاعر معتقد است که فراموش کردن حق عشق، بهترین نفرین برای یک عاقل است.
نی اگر از دل پررخنه صدایی نزندراه عشاق ترا هیچ نوایی نزند
هوش مصنوعی: اگر نی زخمخوردهای صدایی از دل برنیاورد، راه عشق تو هیچ صدا و نغمهای نخواهد داشت.
می زند مار به هر عضو، ولی نی ماری استکه به غیر از دل آگاه به جایی نزند
هوش مصنوعی: مار به هر قسمتی از بدن ضربه میزند، اما این مار خاص تنها به دلی توجه میکند که از دیگران آگاه است و به جای دیگری نمیزند.
خون ما را که دل آهن ازو جوش کندجوهر تیغ محال است که خس پوش کند
هوش مصنوعی: خون ما را که در دل آهنی میجوشد، نمیتوان به سادگی با چیزی پوشاند یا پنهان کرد.
دل بی طاقت ما صبر ندارد، ورنهحسن از آیینه محال است فراموش کند
هوش مصنوعی: دل بیتاب و بیقرار ما نمیتواند صبر کند؛ مگر اینکه زیبایی هرگز نتواند خود را از آینه دور کند و فراموش کند.
هیچ نفرین به ازین نیست که عاقل گرددهر که حق نمک عشق فراموش کند
هوش مصنوعی: بهتر از نفرین هیچ چیز نیست که عاقل باشد هر کسی که محبت و وفای عشق را فراموش کند.